
عوامل شخصیتی اعتیاد یکی از موضوعات مهم در بررسی علتها و زمینههای شکلگیری مصرف مواد و اختلال مصرف مواد هستند. سالهاست روانشناسان و پژوهشگران تلاش میکنند مشخص کنند آیا بعضی ویژگیهای شخصیتی میتوانند احتمال شروع مصرف مواد، ادامه مصرف یا بازگشت به مصرف پس از درمان را افزایش دهند یا خیر.
نتایج تحقیقات نشان میدهد برخی ویژگیها مانند تکانشگری، هیجانخواهی، نوجویی، دشواری در تنظیم هیجان، عزت نفس پایین، برخی طرحوارههای ناسازگار و مشکلات مقابله با فشار روانی ممکن است با افزایش آسیبپذیری نسبت به مصرف مواد ارتباط داشته باشند.
با این حال، نکته بسیار مهم این است که داشتن هیچیک از این ویژگیها به معنای معتاد شدن فرد نیست.

اعتیاد یک اختلال پیچیده و چندعاملی است و عوامل ژنتیکی، مغزی، روانشناختی، خانوادگی، اجتماعی، محیطی و اقتصادی در کنار یکدیگر در شکلگیری آن نقش دارند. بنابراین نمیتوان شخصیت را تنها علت اعتیاد دانست.
امروزه به جای اینکه گفته شود فرد دارای یک «شخصیت اعتیادگرا» است، بیشتر درباره مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی مرتبط با افزایش یا کاهش خطر اعتیاد صحبت میشود.
مؤسسه ملی سوءمصرف مواد آمریکا نیز اعتیاد را یک اختلال پزشکی پیچیده معرفی میکند که تحت تأثیر مجموعهای از عوامل زیستی و محیطی قرار دارد. برای مطالعه بیشتر میتوانید به منبع علمی NIDA درباره علم اعتیاد مراجعه کنید.
منظور از عوامل شخصیتی اعتیاد چیست؟
شخصیت را میتوان مجموعه نسبتاً پایداری از شیوههای فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن دانست که افراد را از یکدیگر متمایز میکند.
برخی افراد محتاطتر هستند، برخی بیشتر به دنبال تجربههای تازه میروند، بعضی در کنترل هیجانات خود توانایی بیشتری دارند و برخی سریعتر و بدون بررسی کامل پیامدهای یک رفتار تصمیمگیری میکنند.
این تفاوتها بخشی طبیعی از شخصیت انسان هستند.
با این حال، برخی از این خصوصیات در شرایط خاص و در کنار عوامل خطر دیگر میتوانند احتمال رفتارهای پرخطر از جمله مصرف مواد را افزایش دهند.
برای مثال، نوجوانی که هیجانخواهی بالایی دارد الزاماً به مصرف مواد روی نمیآورد. اما اگر همین فرد در محیطی قرار گیرد که دسترسی به مواد آسان باشد، دوستان مصرفکننده داشته باشد، نظارت خانوادگی کافی وجود نداشته باشد و مهارت تصمیمگیری مناسبی نیز نداشته باشد، ممکن است احتمال تجربه مواد افزایش پیدا کند.
به همین علت، عوامل شخصیتی اعتیاد را باید در کنار محیط و شرایط زندگی فرد بررسی کرد.
آیا واقعاً چیزی به نام شخصیت اعتیادگرا وجود دارد؟
اصطلاح Addictive Personality یا «شخصیت اعتیادگرا» سالها در منابع عمومی و برخی نظریههای روانشناسی مورد استفاده قرار گرفته است.
بر اساس این دیدگاه، تصور میشد مجموعه مشخصی از ویژگیهای شخصیتی باعث میشود برخی افراد ذاتاً بیشتر از دیگران مستعد اعتیاد باشند.
اما دیدگاه علمی امروز پیچیدهتر است.
تحقیقات نشان دادهاند ویژگیهای شخصیتی مختلفی میتوانند با مصرف مواد ارتباط داشته باشند، اما نمیتوان یک الگوی واحد شخصیتی را برای تمام افرادی که دچار اختلال مصرف مواد میشوند تعریف کرد.
برای مثال، ممکن است یک فرد به دلیل تکانشگری و جستوجوی هیجان بیشتر در معرض تجربه مواد قرار گیرد، در حالی که فرد دیگری برای مقابله با اضطراب، افسردگی یا احساسات منفی به مصرف مواد روی بیاورد.
بنابراین بهتر است به جای اصطلاح «شخصیت معتاد» از مفهوم ویژگیهای شخصیتی مرتبط با خطر اعتیاد استفاده شود.
تکانشگری و اعتیاد
یکی از مهمترین عوامل شخصیتی اعتیاد که در تحقیقات روانشناسی و علوم اعصاب مورد توجه قرار گرفته، تکانشگری یا Impulsivity است.
تکانشگری به زبان ساده یعنی فرد گاهی پیش از آنکه پیامد یک رفتار را به اندازه کافی بررسی کند، وارد عمل شود.
افراد دارای تکانشگری بالا ممکن است بیشتر تحت تأثیر پاداشهای فوری قرار بگیرند و توجه کمتری به پیامدهای بلندمدت رفتار داشته باشند.
برای مثال، در مواجهه با پیشنهاد مصرف یک ماده ممکن است لذت، کنجکاوی یا تأثیر فوری آن برای فرد اهمیت بیشتری از پیامدهای احتمالی آینده داشته باشد.
البته تکانشگری یک مفهوم یکپارچه نیست و انواع مختلفی دارد.
برخی افراد در شرایط هیجانی تصمیمهای عجولانه میگیرند، بعضی در به تأخیر انداختن پاداش مشکل دارند و گروهی دیگر در متوقف کردن رفتار پس از شروع آن دشواری دارند.
به همین علت ارزیابی تکانشگری میتواند در پیشگیری و درمان اعتیاد اهمیت داشته باشد.
هیجانخواهی و نوجویی
هیجانخواهی یا Sensation Seeking یکی دیگر از ویژگیهایی است که ارتباط آن با مصرف مواد در تحقیقات زیادی بررسی شده است.
مفهوم هیجانخواهی با تحقیقات روانشناس آمریکایی ماروین زاکرمن شهرت پیدا کرد.
افراد دارای هیجانخواهی بالا معمولاً علاقه بیشتری به تجربههای تازه، متفاوت و هیجانانگیز دارند.
این ویژگی بهخودیخود یک اختلال یا ویژگی منفی محسوب نمیشود.
برای مثال، همین خصوصیت ممکن است فرد را به سمت سفر، ورزشهای هیجانانگیز، فعالیتهای خلاقانه یا تجربههای جدید هدایت کند.
اما در محیطهایی که مواد مخدر یا روانگردان در دسترس هستند، جستوجوی تجربههای تازه ممکن است احتمال تجربه کردن مواد را نیز افزایش دهد.
بهخصوص در نوجوانان و جوانان، ترکیب نوجویی بالا با تکانشگری، فشار همسالان و دسترسی آسان به مواد میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
نوجویی در نظریه کلونینجر
یکی از نظریههای شناختهشده در بررسی رابطه شخصیت و اعتیاد، نظریه رابرت کلونینجر است.
کلونینجر در تحقیقات خود درباره وابستگی به الکل، مدلی با دو الگوی کلی موسوم به تیپ ۱ و تیپ ۲ مطرح کرد.
در مدل اولیه، تیپ ۱ بیشتر با شروع دیرتر مشکلات مربوط به الکل و ویژگیهایی مانند آسیبگریزی بیشتر مرتبط دانسته میشد.
تیپ ۲ بیشتر با شروع مشکلات در سنین پایینتر، نوجویی بیشتر و برخی رفتارهای تکانشی و پرخطر ارتباط داشت.
این نظریه در تاریخ مطالعات شخصیت و اعتیاد اهمیت زیادی دارد، اما باید توجه داشت که این تقسیمبندی یک نظام تشخیصی قطعی برای تمام افراد مبتلا به اختلال مصرف الکل یا مواد محسوب نمیشود.
تحقیقات بعدی نشان دادهاند که وضعیت افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد بسیار متنوعتر از آن است که بتوان همه آنها را تنها در دو گروه شخصیتی قرار داد.
امروزه ویژگیهایی مانند نوجویی، تکانشگری، کنترل رفتاری، حساسیت به پاداش و تنظیم هیجان بیشتر به صورت ابعادی بررسی میشوند.
عزت نفس و خودپنداره چه ارتباطی با اعتیاد دارند؟
خودپنداره یا Self-Concept به تصویری اشاره دارد که فرد از خودش دارد.
عزت نفس یا Self-Esteem نیز به ارزیابی فرد از ارزش و تواناییهای خودش مربوط میشود.
افرادی که تصویر بسیار منفی از خود دارند ممکن است بیشتر احساس ناکافی بودن، طردشدگی یا عدم اعتماد به نفس را تجربه کنند.
در برخی شرایط، این وضعیت میتواند فرد را در برابر فشار همسالان یا رفتارهای پرخطر آسیبپذیرتر کند.
برای مثال، فردی که اعتماد به نفس کمی دارد ممکن است برای پذیرفته شدن در یک جمع، توانایی کمتری برای مخالفت با پیشنهاد مصرف سیگار، الکل یا مواد داشته باشد.
با این وجود، عزت نفس پایین نیز به تنهایی علت اعتیاد نیست.
عوامل خانوادگی، کیفیت روابط اجتماعی، سلامت روان، تجربههای دوران کودکی و محیط فرد میتوانند هم بر عزت نفس و هم بر رفتارهای مرتبط با مصرف مواد اثر بگذارند.
تنظیم هیجان و هوش هیجانی
توانایی شناسایی، درک و مدیریت هیجانها یکی دیگر از موضوعات مهم در بررسی عوامل روانشناختی اعتیاد است.
انسانها به طور طبیعی هیجانهایی مانند اضطراب، خشم، غم، شرم و ناامیدی را تجربه میکنند.
افرادی که روشهای سالم و مؤثری برای مدیریت این احساسات دارند معمولاً میتوانند بدون نیاز به رفتارهای مخرب از شرایط دشوار عبور کنند.
اما اگر فرد در تنظیم هیجانهای شدید مشکل داشته باشد، ممکن است برای کاهش سریع احساسات ناخوشایند به رفتارهایی روی بیاورد که در کوتاهمدت احساس آرامش ایجاد میکنند.
مصرف الکل، داروهای آرامبخش یا سایر مواد ممکن است برای برخی افراد به چنین روشی تبدیل شود.
مشکل اینجاست که کاهش موقتی احساسات ناخوشایند میتواند مصرف مجدد را تقویت کند و به مرور یک الگوی ناسالم ایجاد شود.
مطالعات درباره هوش هیجانی نیز نشان دادهاند که توانایی بهتر در شناخت و تنظیم هیجانها میتواند با میزان کمتر برخی رفتارهای مرتبط با مصرف مواد همراه باشد.
بنابراین آموزش مهارتهای تنظیم هیجان میتواند بخشی مفید از برنامههای پیشگیری و درمان باشد.
سرسختی روانشناختی و تابآوری
سرسختی روانشناختی یا Hardiness مفهومی است که برای توضیح نحوه مواجهه افراد با فشارهای زندگی مطرح شده است.
در این دیدگاه، افرادی که احساس کنترل بیشتری بر زندگی دارند، نسبت به فعالیتهای خود متعهد هستند و تغییرات را صرفاً به عنوان تهدید تلقی نمیکنند ممکن است در مواجهه با فشار روانی عملکرد سازگارانهتری داشته باشند.
در ادبیات جدید روانشناسی، مفهوم تابآوری یا Resilience نیز اهمیت زیادی دارد.
تابآوری به معنای آسیبناپذیر بودن نیست؛ بلکه به توانایی فرد برای سازگار شدن با شرایط دشوار و بازیابی عملکرد پس از تجربه فشار یا بحران اشاره دارد.
مهارت حل مسئله، حمایت خانوادگی، ارتباطات اجتماعی سالم، توانایی درخواست کمک و استفاده از راهبردهای مقابلهای مناسب میتوانند به افزایش تابآوری کمک کنند.
در مقابل، استفاده مداوم از اجتناب یا مصرف مواد برای فرار از مشکلات میتواند شرایط فرد را دشوارتر کند.
نقش طرحوارههای ناسازگار اولیه در اعتیاد
یکی دیگر از حوزههای مهم در روانشناسی اعتیاد، بررسی طرحوارههای ناسازگار اولیه است.
طرحوارهها الگوهای عمیقی از باورها، احساسات و برداشتهای فرد نسبت به خود، دیگران و جهان هستند که بسیاری از آنها از دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرند.
برای مثال، فرد ممکن است باور عمیقی داشته باشد که دیگران در نهایت او را ترک خواهند کرد، نمیتوان به کسی اعتماد کرد یا خودش فردی بیارزش و دوستنداشتنی است.
وقتی چنین باورهایی بسیار شدید و انعطافناپذیر شوند، میتوانند بر روابط، هیجانها و رفتار فرد تأثیر بگذارند.
مطالعات جدید ارتباط میان طرحوارههای ناسازگار اولیه و رفتارهای اعتیادی را گزارش کردهاند.
از جمله حوزههایی که بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند میتوان به بریدگی و طرد، خودگردانی مختل و محدودیتهای مختل اشاره کرد.
طرحوارههایی مانند رهاشدگی، بیاعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص و شرم و انزوای اجتماعی نیز در برخی افراد مبتلا به مشکلات مصرف مواد بیشتر مشاهده شدهاند.
با این حال، وجود یک طرحواره نیز به معنی ابتلای قطعی به اعتیاد نیست.
طرحوارهها یکی از مجموعه عوامل روانشناختی هستند که باید در کنار سایر عوامل مورد ارزیابی قرار گیرند.
شخصیت، تنهایی و روابط اجتماعی
کیفیت روابط اجتماعی نیز میتواند با ویژگیهای شخصیتی و مصرف مواد ارتباط داشته باشد.
برخی افراد به دلیل اضطراب اجتماعی، خجالتی بودن شدید یا تجربههای منفی گذشته در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند.
اگر این وضعیت باعث انزوای طولانیمدت و احساس تنهایی شود، فشار روانی فرد ممکن است افزایش پیدا کند.
در چنین شرایطی بعضی افراد ممکن است تصور کنند مصرف یک ماده میتواند اضطراب اجتماعی آنها را کاهش دهد یا تعامل با دیگران را آسانتر کند.
اما این اثر در صورت وجود معمولاً موقتی است و استفاده از مواد برای مدیریت اضطراب میتواند به مرور مشکلات بیشتری ایجاد کند.
درمان مشکلات زمینهای مانند اضطراب اجتماعی، افسردگی و مشکلات ارتباطی میتواند در چنین افرادی اهمیت زیادی داشته باشد.
کیفیت خواب، تیپ شبانه و خطر مصرف مواد
خواب نیز ارتباط پیچیده و دوطرفهای با مصرف مواد دارد.
کمبود خواب، بیخوابی، خواب نامنظم و اختلال در ریتم شبانهروزی میتوانند بر خلقوخو، کنترل تکانه و تصمیمگیری تأثیر بگذارند.
در مقابل، بسیاری از مواد نیز میتوانند کیفیت و ساختار خواب را مختل کنند.
مطالعات جدید نشان دادهاند افرادی که گرایش بیشتری به فعالیت در ساعات پایانی شب یا اصطلاحاً «تیپ عصرگرا» دارند، در برخی جمعیتها میزان بیشتری از رفتارهای مرتبط با مصرف الکل، نیکوتین و سایر مواد را نشان میدهند.
با این حال، عصرگرا بودن به معنای ابتلا به اعتیاد نیست.
سبک زندگی، ساعات کار و تحصیل، وضعیت روانی، میزان خواب، محیط اجتماعی و عوامل زیستی نیز باید در نظر گرفته شوند.
نکته مهم این است که اختلال خواب و مصرف مواد میتوانند یکدیگر را تشدید کنند.
برای مثال، فرد ممکن است برای خوابیدن از یک ماده استفاده کند و سپس به دلیل تأثیر همان ماده بر ساختار خواب، کیفیت خواب او در طول زمان بدتر شود.
به همین علت بررسی وضعیت خواب در برنامه درمانی افراد دارای اختلال مصرف مواد اهمیت زیادی دارد.
آیا ویژگیهای شخصیتی پس از اعتیاد نیز تغییر میکنند؟
یکی از نکات جالب در تحقیقات جدید این است که ارتباط شخصیت و اعتیاد ممکن است دوطرفه باشد.
یعنی فقط ویژگیهای شخصیتی نیستند که میتوانند احتمال مصرف مواد را تحت تأثیر قرار دهند؛ مصرف سنگین یا طولانیمدت مواد نیز ممکن است با تغییراتی در رفتار، کنترل تکانه، هیجانها و برخی ویژگیهای شخصیتی همراه شود.
بررسیهای علمی نشان دادهاند مصرف شدید مواد با برخی خصوصیات مرتبط با تکانشگری و در برخی مطالعات با افزایش روانرنجوری یا هیجانهای منفی همراه بوده است.
از طرف دیگر، در جریان درمان و بهبود ممکن است تغییرات مثبتی مانند افزایش خودکارآمدی، مسئولیتپذیری و کنترل رفتاری نیز مشاهده شود.
این موضوع یکی از دلایلی است که نباید فرد مبتلا به اختلال مصرف مواد را با برچسبهای ثابت شخصیتی تعریف کرد.
عوامل محافظتکننده شخصیتی و روانشناختی
همانطور که برخی ویژگیها ممکن است با افزایش خطر مرتبط باشند، بعضی تواناییهای روانشناختی نیز میتوانند نقش محافظتی داشته باشند.
توانایی کنترل تکانه، تصمیمگیری مناسب، تحمل احساسات ناخوشایند، تنظیم هیجان، مهارت حل مسئله، داشتن اهداف بلندمدت، خودکارآمدی، روابط اجتماعی سالم و توانایی درخواست کمک از دیگران از جمله عواملی هستند که میتوانند در کاهش رفتارهای پرخطر مؤثر باشند.
خبر مهم این است که بسیاری از این موارد قابل آموزش و تقویت هستند.
شخصیت یک سرنوشت تغییرناپذیر نیست و حتی ویژگیهایی که نسبتاً پایدار هستند نیز الزاماً رفتار فرد را تعیین نمیکنند.
عوامل شخصیتی چگونه در درمان اعتیاد مورد استفاده قرار میگیرند؟
شناخت ویژگیهای فردی میتواند به متخصصان کمک کند برنامه درمانی مناسبتری طراحی کنند.
برای مثال، فردی که تکانشگری بالایی دارد ممکن است نیاز بیشتری به آموزش کنترل تکانه و تصمیمگیری داشته باشد.
فردی که برای فرار از اضطراب یا احساسات منفی مواد مصرف میکند ممکن است از درمانهای متمرکز بر تنظیم هیجان و مدیریت اضطراب بهره ببرد.
در فردی که طرحوارههای عمیق طردشدگی، شرم یا محرومیت هیجانی دارد نیز ممکن است بررسی این الگوهای شناختی و هیجانی در کنار درمان اصلی اهمیت داشته باشد.
به همین دلیل امروزه درمان مؤثر اعتیاد معمولاً صرفاً به «قطع مصرف» محدود نمیشود.
ارزیابی وضعیت روانشناختی، اختلالات همراه، محیط خانوادگی، وضعیت اجتماعی و الگوهای رفتاری فرد نیز میتواند بخشی از یک برنامه جامع درمان اعتیاد باشد.
جمعبندی عوامل شخصیتی اعتیاد
عوامل شخصیتی اعتیاد میتوانند در میزان آسیبپذیری افراد نسبت به شروع یا ادامه مصرف مواد نقش داشته باشند، اما هیچ ویژگی شخصیتی به تنهایی علت اعتیاد محسوب نمیشود.
تکانشگری، هیجانخواهی، نوجویی، دشواری تنظیم هیجان، برخی طرحوارههای ناسازگار، مشکلات عزت نفس و نحوه مواجهه با استرس از جمله موضوعاتی هستند که در پژوهشهای مربوط به شخصیت و اختلال مصرف مواد بررسی شدهاند.
همچنین خواب و ریتم شبانهروزی، سلامت روان، خانواده، دوستان، شرایط اجتماعی، عوامل ژنتیکی و دسترسی به مواد میتوانند با این ویژگیها تعامل داشته باشند.
بنابراین نباید افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد را دارای یک «نوع شخصیت خاص» دانست.
اعتیاد یک اختلال چندعاملی است و برای پیشگیری و درمان مؤثر آن باید مجموعه شرایط زیستی، روانشناختی و اجتماعی هر فرد به صورت جداگانه بررسی شود.
شناخت عوامل شخصیتی زمانی بیشترین فایده را دارد که از آن نه برای برچسب زدن به فرد، بلکه برای شناسایی نقاط آسیبپذیر، تقویت مهارتهای روانشناختی و انتخاب روش درمانی مناسب استفاده شود.
سوالات متداول درباره عوامل شخصیتی اعتیاد
آیا شخصیت خاصی وجود دارد که باعث اعتیاد شود؟
خیر. شواهد علمی وجود یک شخصیت واحد که الزاماً باعث اعتیاد شود را تأیید نمیکنند. برخی ویژگیهای شخصیتی میتوانند با افزایش خطر مرتبط باشند، اما عوامل ژنتیکی، محیطی، خانوادگی و اجتماعی نیز نقش مهمی دارند.
چه ویژگی شخصیتی بیشترین ارتباط را با اعتیاد دارد؟
تکانشگری، هیجانخواهی و نوجویی از ویژگیهایی هستند که ارتباط آنها با مصرف مواد در تحقیقات متعددی بررسی شده است. با این حال، میزان تأثیر آنها در افراد مختلف متفاوت است.
آیا هیجانخواهی باعث اعتیاد میشود؟
خیر. هیجانخواهی به خودی خود باعث اعتیاد نمیشود، اما میتواند در برخی شرایط احتمال تجربه رفتارهای پرخطر از جمله مصرف مواد را افزایش دهد.
آیا عزت نفس پایین میتواند باعث اعتیاد شود؟
عزت نفس پایین ممکن است یکی از عوامل آسیبپذیری باشد، اما علت مستقیم و قطعی اعتیاد نیست. محیط اجتماعی، سلامت روان و حمایت خانوادگی نیز اهمیت زیادی دارند.
آیا شخصیت افراد پس از ترک اعتیاد تغییر میکند؟
برخی مطالعات تغییراتی در ویژگیهایی مانند خودکارآمدی، مسئولیتپذیری، تکانشگری و هیجانهای منفی در جریان درمان و بهبود گزارش کردهاند. با این حال، میزان تغییر در افراد مختلف متفاوت است.
آیا اختلال خواب میتواند خطر مصرف مواد را افزایش دهد؟
بین اختلال خواب و مصرف مواد ارتباط دوطرفهای وجود دارد. مشکلات خواب میتوانند با افزایش آسیبپذیری نسبت به مصرف مواد همراه باشند و از طرف دیگر مصرف مواد نیز میتواند کیفیت خواب را مختل کند.
نظر بدهید