در ادامه سری مقالات “سبب شناسی اعتیاد” – قسمت چهارم : عوامل خانوادگی

عوامل خانوادگی اعتیاد یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین ریشه‌های گرایش افراد، به‌ویژه نوجوانان، به سوءمصرف مواد مخدر است. ریشه‌های اعتیاد را پیش از آنکه در جامعه یا جمع دوستان جستجو کنیم، باید در کانون خانواده و روابط بین اعضای آن واکاوی نماییم.

خانواده ایرانی امروزه در معرض تغییرات ساختاری و کارکردی مهمی قرار گرفته که روابط اعضا را دگرگون ساخته و متأسفانه زمینه نابهنجاری‌های اجتماعی را فراهم کرده است. آمارها در این زمینه تکان‌دهنده است؛ در سال ۱۳۵۶ تنها ۲ درصد از طلاق‌ها ریشه در اعتیاد داشت، اما امروزه این آمار به مرز وحشتناک ۶۰ درصد رسیده است! در این مقاله (قسمت چهارم از سبب‌شناسی اعتیاد)، به بررسی عمیق نقش خانواده در بروز این بیماری می‌پردازیم.

۱. طلاق و ازهم‌گسیختگی؛ زلزله‌ای در انسجام خانواده

انسجام خانوادگی همواره مهم‌ترین سپر دفاعی برای سلامت روان اعضا محسوب می‌شود. در یک خانواده منسجم، پیوندهای عاطفی محکم است، اما در خانواده‌های آشفته، افراد از یکدیگر فاصله گرفته و به انزوا کشیده می‌شوند؛ انزوایی که اولین قدم به سوی مصرف مواد است.

خانواده‌های ازهم‌گسیخته معمولاً با بحران‌هایی نظیر طلاق، اختلافات شدید یا مرگ یکی از والدین دست‌وپنجه نرم می‌کنند. طلاق (به هر دلیلی که رخ دهد)، فشار روانی سنگینی بر والدین وارد می‌کند و فرصت تعامل مثبت با فرزندان را از بین می‌برد. نوجوانی که خود درگیر بحران‌های بلوغ است، وقتی با والدینِ بحران‌زده مواجه می‌شود، برای فرار از این محیط مخرب به رفتارهایی نظیر فرار از منزل روی می‌آورد که مستقیماً دروازه ورود به اعتیاد را باز می‌کند.

۲. سبک‌های خطرناک فرزندپروری و گرایش به مواد

یکی از حیاتی‌ترین عوامل خانوادگی اعتیاد، شیوه رفتار و تربیت والدین است. مطالعات روان‌شناختی، روابط والدین و فرزندان را در دو بُعد اصلی دسته‌بندی می‌کنند:

  • بُعد پذیرش در برابر طرد: والدینی که با فرزند خود صمیمی هستند و محبت نشان می‌دهند (پذیرش)، مانع بزرگی در برابر اعتیاد می‌سازند. در مقابل، طرد شدن و سردی عاطفی، نوجوان را به سمت خیابان و مواد سوق می‌دهد.

  • بُعد آزادی در برابر محدودیت: کنترل‌گری شدید و قوانین انعطاف‌ناپذیر، به اندازه رها کردنِ بی‌قیدوشرط فرزندان خطرناک است.

نوجوانانِ درگیر با سوءمصرف مواد، معمولاً خانواده خود را خودخواه، مداخله‌گر یا بی‌تفاوت می‌دانند. پیوندهای عاطفی سست و عدم شکل‌گیریِ یک «خودپنداره قوی»، توانایی «نه گفتن» را در نوجوان نابود کرده و او را تسلیم پیشنهاد دوستان ناباب می‌کند.

۳. لبه تیغ: از خشونت تا حمایت افراطی (Overprotection)

در خانواده‌هایی که درگیر سوءمصرف مواد هستند، پرخاشگری، خشونت فیزیکی و کلامی، و سوءتفاهم به وفور دیده می‌شود. با این حال، تنها خشونت نیست که خطرآفرین است؛ حمایت افراطی نیز یکی از پنهان‌ترین عوامل خانوادگی اعتیاد است!

والدینی که بیش از حد از فرزند خود حمایت می‌کنند (فزون‌حمایت‌گر)، با نوجوان مانند یک کودک خردسال رفتار می‌کنند. این امر باعث ایجاد حس حقارت، سرکوب اعتمادبه‌نفس و پرتوقعی در نوجوان می‌شود. او برای اثبات اینکه «دیگر بچه نیست و بزرگ شده»، به کشیدن سیگار، نوشیدن الکل یا مصرف مواد روی می‌آورد.

۴. پدیده هم‌وابستگی (Codependency)؛ تله خاموش خانواده

عوامل خانوادگی اعتیاد

«هم‌وابستگی» یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در توان‌بخشی و درمان اعتیاد است. در خانواده‌های ناکارآمد، زمانی که یک عضو به مواد معتاد می‌شود، سایر اعضا (همسر، پدر، مادر یا فرزند) ناخواسته رفتار خود را بر اساس این اعتیاد تنظیم می‌کنند تا تعادل پوشالی خانواده حفظ شود.

به عبارتی، فرد سالم به معتاد وابسته می‌شود! سرپوش گذاشتن بر روی اشتباهات فرد معتاد، پرداخت بدهی‌های او یا انکار کردنِ مشکل به بهانه «دوست داشتن و دلسوزی»، همگی از نشانه‌های خطرناک هم‌وابستگی هستند که تنها به تداوم و پایداری رفتار بیمارگونه فرد معتاد کمک می‌کنند.

۵. سه مدل علمی در رویکرد خانواده به اعتیاد

 

برای درک بهتر رفتار خانواده‌ها در برابر سوءمصرف مواد، علم روان‌شناسی سه مدل اصلی را معرفی می‌کند:

الف) مدل رفتاری خانواده

این مدل نشان می‌دهد که چگونه خانواده به‌طور ناخواسته، مصرف مواد را «تقویت» می‌کند. برای مثال، همسری که متوجه می‌شود شوهرش در زمان مصرف الکل آرام‌تر و مطیع‌تر از زمان خماری (که تندخو است) رفتار می‌کند، ناخودآگاه محیط را برای مصرف او فراهم می‌کند تا از تنش جلوگیری کند!

ب) مدل سیستمی خانواده

در این مدل، خانواده به عنوان یک سیستم بیمار بررسی می‌شود که در آن نقش‌ها وارونه شده است. معمولاً در این خانواده‌ها، پدر غایب، بی‌تفاوت یا متخاصم است و در مقابل، مادر به شکلی افراطی به فرزند چسبیده است. تغییر این نقش‌های مخرب معمولاً با مقاومت خانواده روبرو می‌شود، زیرا آن‌ها به این سیستمِ بیمار عادت کرده‌اند.

ج) مدل بیماری خانواده

این مدل تأکید دارد که اعتیاد، خطای یک نفر نیست، بلکه کل خانواده بیمار است. هم فردِ مصرف‌کننده و هم اعضای خانواده (به دلیل آسیب‌های روانی و هم‌وابستگی) نیاز به درمان دارند. درمان شدن فرد معتاد بدون درمانِ روان‌شناختی سایر اعضای خانواده، عملاً غیرممکن است و خطر لغزش (عود) را به شدت افزایش می‌دهد.

خانواده و اعتیاد

سخن پایانی

درمان قطعی اعتیاد هرگز پشت درهای بسته کمپ‌های ترک اعتیاد رخ نمی‌دهد، بلکه نیازمند اصلاح روابط کانون خانواده است. شناخت عوامل خانوادگی اعتیاد به ما یادآوری می‌کند که برای نجات یک فرد، باید تعاملات، سبک‌های تربیتی و زخم‌های عاطفی کل آن خانواده را درمان کرد.

 

نظر بدهید