
عوامل اجتماعی و شرایط محیطی، یکی از قدرتمندترین محرکها در شکلگیری و گسترش سوءمصرف مواد مخدر به شمار میروند. اعتیاد تنها یک مشکل فردی یا ژنتیکی نیست؛ بلکه مصرف مواد اعتیادآور از یک سو محصول شرایط نامساعد جامعه است و از سوی دیگر، خود به عاملی برای خلق آسیبهای اجتماعی جدید تبدیل میشود.
در فرآیند پیشگیری و ترک اعتیاد، بررسی محیطی که بیمار در آن رشد کرده بسیار حیاتی است. در این مقاله (قسمت پنجم از سری مقالات سببشناسی اعتیاد)، به بررسی عمیق و علمی ریشههای اجتماعی گرایش به مواد مخدر میپردازیم.
۱. دور باطل جامعه و اعتیاد؛ از شکاف نسلها تا نوگرایی
تغییر و تحولات سریع جامعه، نوگرایی (Modernity) و دگرگونی در الگوهای زندگی، تأثیر عمیقی بر تغییر ارزشها و باورهای افراد دارند. زمانی که پیوندهای عاطفی در جامعه کاهش مییابد، زمینه برای گرایش به مواد مخدر فراهم میشود.
مهمترین آسیبهای ساختاری جامعه که به اعتیاد دامن میزنند عبارتند از:
شکاف نسلها (Generation Gap): عدم درک متقابل بین والدین و فرزندان.
کاهش روابط خانوادگی: سرد شدن کانون خانواده و افزایش طلاق.
مشکلات شغلی و اقتصادی: بیکاری و عدم امنیت مالی.
اعتیاد و جامعه در یک «دور باطل و وحشتناک» گرفتار هستند؛ افزایش آسیبهای اجتماعی زمینهساز اعتیاد میشود و گسترش اعتیاد، مجدداً آسیبهای اجتماعی را در جامعه تکثیر میکند.
۲. قدرت مخرب گروه همسالان و دوستان ناباب
علاوه بر خانواده، «گروه همسالان» بیشترین تأثیر را در شروع مصرف مواد (بهویژه سیگار و حشیش) دارند. پیوستن به گروههایی که مواد مصرف میکنند بسیار آسان است و نوجوانانی که احساس تنهایی میکنند، برای گرفتن تأیید و پذیرفته شدن در جمع دوستان، به مصرف مواد تن میدهند.
بررسیها نشان میدهد که حدود ۸۸ درصد از مصرفکنندگان، دوستان معتاد داشتهاند. در این زمینه دو نظریه علمی مهم وجود دارد:
نظریه کنترل اجتماعی الیوت (Elliott): این نظریه میگوید اگر نوجوان نتواند به خواستههایش در خانواده و محیط تحصیلی برسد، دلبستگی خود را به جامعه از دست داده و آن را معطوف به دوستان ناباب میکند. ضعف نهادهای اجتماعی و خانوادههای تکوالد یا طلاقگرفته، این بیتعهدی را تشدید میکنند.
نظریه یادگیری اجتماعی بندورا (Bandura): نوجوانان باورهای خود را از الگوهای نزدیک (دوستان) میآموزند. وقتی نوجوان میبیند دوستانش به راحتی حشیش تهیه و مصرف میکنند، مهارت انجام این کار (خودکارآمدی مصرف) را یاد میگیرد. اگر نوجوان قدرت «نه گفتن» (خودکارآمدی امتناع) را نداشته باشد، حتی بدون داشتن قصد قبلی، تسلیم فشار گروه همسالان میشود.
۳. نظریه بیهنجاری (Anomie) و انزواطلبی
یکی از مهمترین تبیینهای جامعهشناختی اعتیاد، نظریه بیهنجاری است که ریشه در افکار امیل دورکیم (Durkheim) دارد. تغییرات سریع مانند شهرنشینی لجامگسیخته، نوسازی و تضعیف سنتها، باعث سستی ارزشها و هنجارهای جامعه میشود.
همچنین بر اساس نظریه انزواطلبی مرتون (Merton)، عدم موفقیت فردی و نداشتن شغل و ثروت، فرد را به حاشیه میراند. فردی که قادر به تطبیق خود با محیط نیست، با هنجارهای جامعه بیگانه شده و برای فرار از این انزوا و ناامیدی، به مواد مخدر پناه میبرد. مهاجرتهای اجباری و تغییر ناگهانی محل سکونت نیز دقیقاً چنین بحرانِ سازگاریِ مخربی را ایجاد میکنند.
۴. قوانین سهلگیرانه، ارزانی و دسترسی آسان به مواد
یکی از بزرگترین دلایل شیوع اعتیاد در هر جامعهای، «در دسترس بودن» مواد است. هر چیزی که آسانتر به دست بیاید، گرایش به آن بیشتر است. عوامل زیر مستقیماً میزان مصرف را در سطح کلان بالا میبرند:
قوانین مبهم و ضعیف: عدم وجود قوانین سختگیرانه در مدارس، دانشگاهها و محیطهای کاری. (پژوهشها نشان دادهاند در مناطقی از آمریکا که مصرف برخی مواد قانونی شد، درصد وابستگی به شدت بالا رفت).
قیمت پایین مواد: میزان مصرف با قیمت مواد نسبت معکوس دارد. هرچه مواد مخدر یا الکل ارزانتر باشد، قشر بیشتری (بهویژه نوجوانان) قادر به تهیه آن خواهند بود.
۵. کمبود امکانات تفریحی و بحران اوقات فراغت
چگونگی گذراندن اوقات فراغت، یک عامل خطرساز بسیار مهم برای جوانان است. اوقات فراغتی که بدون برنامه سازنده، امکانات ورزشی و تفریحات سالم سپری شود، بستر ایدهآلی برای پرسه زدن با افراد ناباب و انجام رفتارهای پرخطر است. جامعهای که امکانات تفریحی مناسبی ندارد، جوانان خود را دو دستی تقدیم تفریحات ناسالم و اعتیاد میکند.
۶. استرسهای اجتماعی، حوادث ناگوار و جنگ
شوکهای بزرگ اجتماعی همواره با موجی از اعتیاد همراه هستند. در پی بروز استرسهای شدید در سطح جامعه، نهتنها افراد جدیدی به سمت مواد گرایش پیدا میکنند، بلکه مصرفکنندگان قدیمی و ترککرده نیز دچار لغزش و بازگشت (عود) میشوند.
جنگ بارزترین نمونه این بحرانهاست:
جنگ باعث نابودی اقتصاد، گسترش فقر و از دست دادن عزیزان میشود.
نمونه تاریخی: سوءمصرف متادون در آلمان طی جنگ جهانی دوم و مصرف شدید هروئین توسط سربازان آمریکایی در جنگ ویتنام.
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): حوادث پس از جنگ (مانند بیخانمانی و تورم) باعث افسردگی و اضطراب شدید نسلهای بعدی میشود و افراد برای خوددرمانیِ این فشارهای روانی، به مصرف بیرویه آرامبخشها، ماریجوانا، کوکائین و الکل روی میآورند.
سخن پایانی
شناخت عوامل اجتماعی زمینهساز اعتیاد به ما یادآوری میکند که درمان یک فرد معتاد، تنها با سمزدایی در کلینیک به پایان نمیرسد. تا زمانی که فرد به همان محیط آلوده، دوستان مصرفکننده و شرایط پراسترس بازگردد، خطر لغزش پابرجا خواهد بود. پیشگیری از اعتیاد نیازمند اصلاح زیرساختهای جامعه، ایجاد تفریحات سالم و آموزش مهارتهای زندگی (مانند مهارت نه گفتن) به نوجوانان است.
نظر بدهید
نظر بدهید