
علل اعتیاد تنها به عوامل محیطی، دوستان ناباب یا مشکلات اجتماعی محدود نمیشود؛ بلکه در بسیاری از موارد، ریشه این بیماری ویرانگر را باید در دردهای مزمن فیزیکی و اختلالات عمیق روانی جستجو کرد. در بررسیهای بالینی و روانشناختی، مشخص شده است که درصد بالایی از افراد مبتلا به سوءمصرف مواد، در ابتدا صرفاً برای فرار از یک رنج جسمی یا تسکین یک آشفتگی روانی به مصرف مواد روی آوردهاند.
در ادامه سری مقالات «سببشناسی اعتیاد»، در این قسمت به بررسی جامع و علمی بیماریهای فیزیکی و روانشناختی میپردازیم که زمینه را برای وابستگی به مواد مخدر و محرک فراهم میکنند.
بیماریهای جسمی؛ از خاموشترین علل اعتیاد
در گذشتههای دور، علت مصرف بسیاری از مواد، تسکین دردهای ناشی از انواع بیماریهای جسمی بوده است. متأسفانه اکنون نیز بسیاری از افراد با همین هدف به مصرف مواد اعتیادآور، بهویژه مواد افیونی (مانند تریاک و مورفین)، گرایش پیدا میکنند.
بر اساس پژوهشهای انجامشده، مشخص شده است که تقریباً ۱۵.۳ درصد از بیماران به علت وجود یک بیماری جسمی آزاردهنده، به مواد مخدر روی میآورند. در نتیجه، بررسیها نشان میدهد که یکی از اصلیترین علل اعتیاد در این گروه از بیماران، تلاش برای «خوددرمانی» و کاهش دردهای مزمن است.
پژوهشگران، شایعترین بیماریهای جسمی مؤثر در گرایش به اعتیاد را موارد زیر میدانند:
بیماریهای دستگاه عضلانی-استخوانی (مانند آرتروز و دیسک کمر)
بیماریهای عصبشناختی و دردهای عصبی
اختلالات گوارشی مزمن
دردهای شدید دهان و دندان
جراحتهای سنگین و قطع عضو ناشی از تصادفات
بنابراین، تعدادی از افراد به دلیل عدم آگاهی از عوارض مواد، عدم دسترسی به خدمات پزشکی مناسب، یا به پیشنهاد اشتباه اطرافیان برای کاهش نشانههای بیماری خود، ناخواسته در دام اعتیاد گرفتار میشوند.
اختلالات روانی در صدر علل اعتیاد به مواد مخدر
آشفتگی روانی، استرسهای مزمن و مشکلات عاطفی و رفتاری میتوانند نقش بسیار پررنگی در گرایش افراد به مصرف مواد داشته باشند. وجود یک بیماری روانی، آسیبپذیری فرد را در برابر مواد مخدر به شدت بالا میبرد و مسیر او را از «مصرف تفننی» به «سوءمصرف» و در نهایت به «وابستگی کامل» هموار میکند.
بدون شک، ریشهیابی و شناخت علل اعتیاد بدون در نظر گرفتن سلامت روان فرد، کاملاً بینتیجه خواهد بود. بر اساس تحقیقات علمی، تقریباً تمام اختلالات ذکر شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV) از جمله افسردگی و اسکیزوفرنی، با افزایش چشمگیر میزان سوءمصرف مواد مرتبط هستند. آمارها نشان میدهد حدود ۳۵ درصد از بیمارانی که از یک بیماری روانی جدی رنج میبرند، همزمان درگیر سوءمصرف مواد نیز هستند.
در ادامه، مهمترین اختلالات روانی مرتبط با اعتیاد را بررسی میکنیم:
۱. اختلالات شخصیت (کلاستر B)؛ زنگ خطری در علل اعتیاد
پژوهشهای کوهن (Cohen) و همکارانش نشان داد که اختلالات شخصیت، بهویژه اختلالات خوشه B (Cluster B)، قویاً با اختلالات مصرف مواد ارتباط دارند. در این میان، اختلال شخصیت ضداجتماعی بیشترین ارتباط را با سوءمصرف مواد از خود نشان میدهد. حدود ۳۰ تا ۶۰ درصد از بیماران مبتلا به سوءمصرف مواد، واجد ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند. این افراد نیاز بالایی به سطح زیاد برانگیختگی، محرکهای بیرونی و هیجان دارند، که همین امر از علل اعتیاد در آنهاست.
علاوه بر این، به گفته اسکودول (Skodol) و همکارانش، پس از شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی (Borderline) بیشترین همایندی را با اعتیاد دارد. اگر فردی علاوه بر اختلال ضداجتماعی، سابقه خانوادگی این بیماری را نیز داشته باشد، در معرض خطر شدید الکلیسم قرار دارد، مصرف را در سنین پایینتری آغاز میکند و درگیریهای قانونی بیشتری نیز خواهد داشت.
۲. بیشفعالی (ADHD) و اختلال سلوک
اختلال بیشفعالی همراه با نقص توجه (ADHD)، یک اختلال شایع در دوران کودکی است که با بسیاری از مشکلات رفتاری در نوجوانی و بزرگسالی گره خورده است. پژوهشگران دریافتهاند نوجوانانی که به مواد مخدر وابستگی دارند، غالباً در کودکی درگیر ADHD بودهاند.
جالب است بدانید که اختلال بیشفعالی، دومین اختلال همایند با سوءمصرف ماریجوانا (گل) است. هنگامی که این اختلال با اختلال سلوک (Conduct Disorder) ترکیب شود، خطر بزهکاری و اعتیاد به شدت افزایش مییابد. در نتیجه، درمان نشدن کودکانی که تحریکپذیر، پرخاشگر و دارای رفتارهای بزهکارانه هستند، از مهمترین علل اعتیاد در سنین نوجوانی آنها محسوب میشود.
۳. اسکیزوفرنی و اختلالات روانپریشی
محققان نشان دادهاند که حدود نیمی از مبتلایان به بیماری اسکیزوفرنیا، واجد معیارهای سوءمصرف مواد هستند. مصرف سیگار در بین تمام بیماران روانی بالاست، اما در مبتلایان به اسکیزوفرنی این رقم به شدت تکاندهنده بوده و در دامنهای بین ۵۰ تا ۸۵ درصد قرار دارد. این بیماران اظهار میکنند که سیگار کشیدن باعث آرامش آنها شده و نشانههای آزاردهنده بیماریشان (مانند توهمات یا عوارض داروهای روانپزشکی) را کاهش میدهد. این موضوع نشان میدهد که «خوددرمانی» یکی از علل اعتیاد در بیماران روانپریش است.
۴. افسردگی و اختلالات خلقی؛ بالاترین خطر خودکشی
مصرف مواد در مبتلایان به اختلالات خلقی بسیار رایج است و حدود ۳۲ درصد از این افراد، سوءمصرف مواد را تجربه میکنند. افسردگی اساسی هم میتواند یکی از علل اعتیاد باشد و هم به عنوان پیامد و معلولِ مصرف مواد به وجود بیاید.
آمارها در این زمینه بسیار هشداردهنده هستند:
حدود ۴۰ درصد از کسانی که گرفتار وابستگی به الکل هستند، در طول عمر خود دچار اختلال افسردگی اساسی (Major Depression) بودهاند.
احتمال خودکشی موفق در مبتلایان به سوءمصرف مواد، تقریباً ۲۰ برابر بالاتر از کل جمعیت عادی است.
همچنین، خودکشی علت مرگ ۲۵ درصد از مصرفکنندگانی است که مواد مخدر را از راه تزریق مصرف میکنند.
۵. اختلالات اضطرابی و استرس پس از سانحه (PTSD)
افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی غالباً با هدف کاهش استرس و تنش به مواد روانگردان یا الکل روی میآورند. فرار از موقعیتهای استرسزا و ناتوانی در مدیریت اضطراب، از رایجترین علل اعتیاد در این افراد به شمار میرود.
برخی از مهمترین اختلالات اضطرابی مرتبط با اعتیاد عبارتند از:
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)
اختلال هراس خاص (Specific Phobia)
حملات پانیک (Panic Attack)
اختلال هراس اجتماعی (Social Phobia)
تحقیقات نشان داده است که میزان کمرویی و هراس اجتماعی در افراد معتاد، بسیار بیشتر از افراد عادی است. علاوه بر این، در مبتلایان به اختلال فشار روانی پس آسیبی (PTSD) نیز مصرف مواد به وفور گزارش شده است. در بررسی روی ۷۱۳ مرد که در جنگ ویتنام حضور داشتند، مشخص شد که ۱۶ درصد آنها دچار مشکلات ناشی از مصرف افراطی الکل هستند و آمار دستگیری و استرس روانی در آنها بسیار بالاتر از سربازانی بود که جنگ را تجربه نکرده بودند.
جدول مقایسهای همایندی اختلالات روانی و سوءمصرف مواد
برای درک بهتر، همایندی بیماریهای روانی با سوءمصرف مواد در جدول زیر خلاصه شده است:

چرخه معیوب: بررسی دوطرفه بیماری روانی و علل اعتیاد
با شناخت دقیق علل اعتیاد، متوجه میشویم که رابطه بین سوءمصرف مواد و بیماریهای روانی یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه یک «چرخه معیوب و پیچیده دوطرفه» (تشخیص دوگانه) است.
به عبارت دیگر، همانطور که اختلالات روانی منجر به مصرف مواد میشوند، خودِ مصرف مواد نیز میتواند علت اساسی یا عامل تشدیدکننده انواع بیماریهای روانی باشد. برای مثال:
مسمومیت با آمفتامین (مانند شیشه) میتواند مستقیماً به شکل روانپریشی و توهم ظاهر شود.
مسمومیت با الکل معمولاً خود را به شکل رفتارهای ضداجتماعی و پرخاشگرانه نشان میدهد.
نشانههای ترک اعتیاد (خماری) میتوانند دقیقاً مشابه اختلالات روانی باشند؛ مثلاً غمگینی ناشی از ترک کوکائین به شکل افسردگی حاد متجلی میشود.
از سوی دیگر، مواد مخدر میتوانند نشانههای برخی بیماریهای روانی را بپوشانند و تشخیص پزشکی را با مشکل مواجه کنند. بیمارانی که سوءمصرف مواد را از نوجوانی آغاز میکنند، الگوهای رفتاری نابهنجاری را در خود پرورش میدهند که با ادامه مصرف شدت مییابد. شدت یافتن این الگوها نیز متقابلاً رفتار اعتیادی را خطرناک میکند.
نتیجهگیری
در نهایت، این چرخه ویرانگر نشان میدهد که برای دستیابی به درمان قطعی، بررسی ریشهای علل اعتیاد امری حیاتی است. بیمارانی که همزمان از اعتیاد و اختلالات روانی رنج میبرند، نیازمند دریافت درمانهای تخصصی و یکپارچهای هستند که در آن، روانپزشک و درمانگر اعتیاد، به طور همزمان روی تسکین روان و قطع مصرف مواد کار کنند. نادیده گرفتن هر یک از این دو کفه ترازو، منجر به شکست در فرایند بهبودی و بازگشت مجدد فرد به سمت مواد خواهد شد.
نظر بدهید