
انکار در اعتیاد بزرگترین مانع روانی است که بر سر راه درمان قرار میگیرد و تا زمانی که این سد ذهنی شکسته نشود، هیچ روش درمانی نمیتواند اثربخش باشد. غلبه بر این پدیده، اولین و مهمترین قدم در مسیر بهبودی و رهایی است؛ به این معنا که باید با شجاعت اعتراف کنید یک فرد وابسته هستید (خواه این وابستگی به الکل، سیگار، مواد مخدر باشد، یا اعتیادهای رفتاری مانند قمار و روابط ناسالم). در علم روانشناسی، موثقترین و بارزترین علامت اعتیاد این است که شخص با وجود تجربه تمام پیامدهای منفی، آسیبها و نتایج تخریبکنندهای که در زندگی با آنها روبهروست، همچنان به رفتار و شیوه زندگی مخرب خود ادامه دهد.
چرا شکستن سد انکار در اعتیاد تا این حد دشوار است؟
مهمترین دلیلی که باعث میشود افراد نتوانند از مرحله انکار در اعتیاد عبور کنند، نپذیرفتن نقش، تقصیر و مسئولیتی است که در به وجود آوردن مشکلات زندگی خود دارند. بسیاری از افراد نمیتوانند خود را با برچسب «معتاد» بپذیرند؛ زیرا در ذهن آنها و جامعه، فرد معتاد مترادف با انسانی پست، ضعیف و بیارزش است.
تا زمانی که شما معتقد باشید «فرد معتاد یک انسان بد و شیطانی است»، در رویارویی با بیماری خود دچار مشکل و وحشت خواهید شد. این باور غلط و قضاوتهای سنگین، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه چرخه اعتیاد را پیچیدهتر و ماندگارتر میسازد. به همین دلیل، نگاه کردن به مقوله اعتیاد با دیدی کاملاً بیطرفانه، علمی و عاری از هرگونه داوری اخلاقی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
شما بیماری خود نیستید؛ تغییر نگاه به خویشتن
برای عبور موفقیتآمیز از انکار در اعتیاد، باید این حقیقت روانشناختی را بپذیرید که: شما، اعتیادتان نیستید. اعتیاد، خودِ حقیقی شما نیست. شخصیت اصیل و واقعی شما چیزی به مراتب والاتر، ارزشمندتر و پیچیدهتر از یک الگوی رفتاری مخرب است.
دلایل بیولوژیکی، روانی و محیطی قانعکننده بسیاری وجود دارد که نشان میدهد چرا شما در برابر وابستگی شکننده و آسیبپذیر بودهاید. از طرفی، شما تنها انسانی نیستید که در این دام افتادهاید. درک و پذیرش این موضوع که شما «یک آدم بد» نیستید، بلکه صرفاً «یک انسان آسیبدیده» هستید، فرایند پذیرش بیماری را بسیار آسانتر میکند.
تفاوت احساس گناه مخرب و مسئولیتپذیری در مسیر بهبودی
غوطهور شدن در احساس گناه ناشی از اشتباهات گذشته، یکی از تلههایی است که انکار در اعتیاد را تقویت میکند و مانع از مسئولیتپذیری شما در قبال درمان میشود.
دام احساس گناه: تا زمانی که در عذاب وجدان و سرزنش خود غرق باشید، انرژی روانی خود را صرف «اگرهای بیهوده» میکنید (اگر آن اتفاق نمیافتاد، اگر با آن شخص دوست نمیشدم، اگر…). این رویکرد، شما را در حلقه اعتیاد نگه میدارد.
قدرت مسئولیتپذیری: با پذیرفتن مسئولیت وضعیت فعلی، دیگر نیازی به هدر دادن انرژی برای گذشته نیست. در عوض، از همان لحظه میتوانید تمام توان و انرژی خود را در جهت ساختن آینده و بهبودی به کار گیرید.
خاموش کردن صدای سرزنشگر درون
برخی از افراد آنچنان با احساساتی نظیر شکست و ناکامی خو گرفتهاند که رهایی از آنها برایشان غیرممکن به نظر میرسد. برای این دسته از افراد، مثبت فکر کردن و پذیرش خویشتن، امری عجیب و غریب است.
هنگامی که تصمیم به ترک و پرهیز میگیرید، معمولاً نواری از خودسرزنشگری در ذهنتان شروع به پخش شدن میکند:
“داری با خودت شوخی میکنی! تو هیچوقت نمیتوانی بدون مواد دوام بیاوری. تو ضعیفتر از بقیه هستی و از پس برنامه درمان برنمیآیی…”
در ابتدای مسیر، قطع کردن این نوار ذهنی آسان نیست، زیرا سالهاست در ذهن شما جا خوش کرده است. اما آگاهی از وجود این صدای مخرب و هوشیار بودن نسبت به آن، اولین گام برای خنثی کردن تأثیرات منفی آن است.
شفقت به خود به جای ترحم به خود
برای غلبه بر انکار در اعتیاد، نیازمند «شفقت و دلسوزی به خود» هستید. شما انسانی زخمخوردهاید که برای رهایی از رنجها، به شکل وسواسگونهای به دنبال یک مسکن (تغییردهنده خلق) بودهاید و مغلوب آن شدهاید.
دقت کنید که دلسوزی با ترحم فرق دارد:
ترحم به خود: احساس قربانی بودن به شما میدهد و شما را در دور معیوب اعتیاد نگه میدارد.
شفقت (دلسوزی) به خود: شما را به سرعت به سمت دوست داشتن خویشتن، ارزشمندی و درمان هدایت میکند.
معتادان در حال بهبودی، این تغییر نگرش را به زیباترین شکل توصیف میکنند:
“من آن آدم بد و شیطانی نیستم که قرار است خوب شود؛ بلکه من یک فرد بیمار هستم که در حال بهبودی است.”
شکستن سکوت؛ آخرین ضربه بر پیکره انکار در اعتیاد
همین که در خلوت خود اعتراف کردید گرفتار اعتیاد شدهاید، قدم بعدی این است که آن را به یک شخص امن (مانند درمانگر، مشاور یا یک راهنمای دلسوز) بگویید. چرا؟
زیرا به مشارکت گذاشتن این راز بزرگ، باری را که سالها به تنهایی بر دوش کشیدهاید سبکتر میکند. بیان کردن مشکل با صدای بلند و رسا، مکانیزم انکار در اعتیاد را کاملاً بیاثر و عقیم میگذارد. اعتراف به اینکه بیمار هستید، به معنای پذیرش این واقعیت است که در زندگی شما چیزی به طور معناداری اشتباه پیش رفته است. این همان نقطه عطفی است که زمینه را برای گرفتن «تصمیمهای بزرگ و بهبودمحور» فراهم میسازد.
نظر بدهید
نظر بدهید