
اعتیاد زنان و واکاوی پدیده رو به گسترش آن در کنار شناخت علل گرایش به اعتیاد، از جمله حیاتیترین و چالشبرانگیزترین آسیبهای اجتماعی در عصر حاضر هستند که نیازمند کالبدشکافی دقیق علمی و ساختاری میباشند. گزارشهای برنامه کنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNDCP) نشان میدهد که مصرف مواد مخدر در سراسر جهان، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، روندی صعودی دارد. در ایران نیز طبق گزارشهای ستاد مبارزه با مواد مخدر، علیرغم تشدید مبارزات و افزایش مراکز درمانی، آمار مصرفکنندگان رو به افزایش بوده و سن شروع مصرف نیز کاهش یافته است. این وضعیت بحرانی، ضرورت بررسی ریشهای فاکتورهای محیطی و روانی را پیش از پیش آشکار میسازد.
با توجه به این روند نگرانکننده، شناخت دقیق علل گرایش به اعتیاد از منظر ساختاری و روانی بیش از پیش ضرورت مییابد؛ بهویژه زمانی که پای گروهی آسیبپذیرتر به میان میآید و ما با پدیده تلخ و رو به گسترش اعتیاد زنان روبهرو میشویم.
علل گرایش به اعتیاد: بررسی عوامل ساختاری و اجتماعی
اعتیاد صرفاً یک انتخاب فردی نیست، بلکه بازتابی از ناکارآمدیهای ساختاری در یک جامعه است. مهمترین عوامل ساختاری که زمینهساز علل گرایش به اعتیاد میشوند عبارتند از:
رشد نیافتن مهارتهای زندگی: ورود ناگهانی و بدون آموزش از دنیای کودکی به بزرگسالی، فرد را در برابر بحرانها بیدفاع میسازد.
فقدان شایستگی و مهارت شغلی: ناتوانی در کسب جایگاه اجتماعی و شغلی مناسب.
احساس شکست و ناکامی: قرار گرفتن در موضع «بازنده» در رقابتهای اجتماعی و شغلی که پیامدهای روانی زیر را به دنبال دارد:
احساس ناتوانی مطلق در کسب موفقیت.
احساس ناامنی روانی و اقتصادی.
ناعادلانه دانستن نظام اجتماعی و ساختار جامعه.
احساس خشم، نفرت و بیاعتمادی عمیق به دیگران.
سنجش و سرکوب احساسات: سرکوب خشم و نفرت در محیط خانه، مدرسه یا محل کار، باعث میشود فرد برای کسب آرامش، فرار از فشارها یا حتی اثبات تواناییهای خود در یک مسیر مخرب، به سوی مصرف مواد مخدر سوق پیدا کند.
سایر عوامل تشدیدکننده در گرایش به اعتیاد
علاوه بر موارد فوق، پدیدههای کلانتری نیز در افزایش علل گرایش به اعتیاد نقش دارند: ۱. تضعیف کنترلهای غیررسمی و اخلاقی رفتار در جامعه. ۲. توزیع ناعادلانه ثروت و منابع درآمدی. ۳. فقدان تشکلهای اجتماعی حامی و کاهش احساس هویت (محلی، شغلی و خانوادگی). ۴. تشدید احساس «محرومیت نسبی» تحت تأثیر مقایسههای ناشی از فرهنگ و اقتصاد جهانی.
واکاوی پدیده اعتیاد زنان: نخستین قربانیان آسیبهای اجتماعی
زنان نیمی از جمعیت جامعه ما و جهان را تشکیل میدهند. با وجود تأکید بر حضور فعال زنان در عرصههای مختلف، حقوق مدنی و انسانی آنها در بسیاری از موارد نادیده گرفته میشود. نکته دردناک اینجاست که سهم زنان از آسیبها و انحرافات اجتماعی، بسیار بیشتر از سهم آنها از حقوق اولیهشان است.
زنان غالباً نخستین قربانیان آسیبهای اجتماعیاند و اعتیاد زنان یکی از پیچیدهترین این بحرانهاست. حتی پیش از آنکه زنی خود مصرفکننده شود، معمولاً بیشترین آسیب را از اعتیاد مردان پیرامون خود (همسر، پدر، برادر یا فرزند) متحمل میشود. امروزه گسترش اعتیاد زنان به یک معضل جدی تبدیل شده است، زیرا پیامدهای روانی، اجتماعی و پزشکی آن بسیار پیچیدهتر از مردان است.
مهمترین عوامل و ریشههای اعتیاد زنان
هیچکس تصمیم نمیگیرد که معتاد شود. در بررسی علل گرایش به اعتیاد در میان جامعه زنان، عوامل ژنتیکی، روانشناختی و اجتماعی خاصی دخیل هستند که آنها را بهشدت آسیبپذیرتر میسازد:
۱. نقش روابط نزدیک و صمیمی (وابستگی عاطفی)
زنان مصرفکننده، از نوجوانی تا سالخوردگی، به شدت تحت تأثیر روابط عاطفی خود قرار دارند. دختران نوجوان در برابر فشار گروه همسالان و برای «پذیرفته شدن» بیشتر مستعد مصرف هستند.
بیش از یکدوم زنان معتاد، با مردی زندگی میکنند که او نیز معتاد است.
زنان جوان معمولاً توسط مردی مسنتر که با او رابطه عاطفی دارند با مواد مخدر آشنا میشوند.
احتمال اینکه زنان برای تأمین مواد مورد سوءاستفاده مالی یا جنسی قرار گیرند، بسیار بالاست. در واقع، مسیر اعتیاد زنان غالباً از دلِ روابط نزدیک و صمیمانه میگذرد.
۲. خشونت و تروما
خشونت فیزیکی یا جنسی (چه از سوی بیگانگان و چه از سوی شریک زندگی) یکی از اصلیترین علل گرایش به اعتیاد در زنان است. تاریخچه قربانی شدن یک زن، او را برای پناه بردن به مواد مخدر مستعد میکند. تحقیقات نشان میدهد که زنان معتاد تا ۹۰ درصد بیشتر از سایر زنان خشونت را در زندگی خود تجربه کردهاند.
۳. آسیبهای روانی خطرآفرین
مشکلات روانی در زنان معتاد بسیار پررنگتر است. اختلالات افسردگی و اضطراب شایعترین پیشزمینهها برای شروع مصرف هستند. آمار رفتارهای خودآسیبرسان، اقدام به خودکشی، و عزتنفس پایین در زنانی که درگیر سوءمصرف مواد هستند، به مراتب بالاتر از جامعه آماری عادی است.
۴. تأثیر ویرانگر اعتیاد بر بارداری
مواد روانگردان، الکل و مخدرها به آسانی از جفت عبور کرده و تأثیری مستقیم بر جنین میگذارند. اعتیاد زنان در دوران بارداری فاجعهبار است و منجر به پیامدهایی نظیر سقط جنین خودبهخودی، تولد نوزاد نارس، وزن بسیار کم هنگام تولد، و ایجاد مشکلات مزمن رشدی و رفتاری در کودک میشود.
۵. پیامدهای شوم اجتماعی
اعتیاد زنان ساختار خانواده را به طور مستقیم متلاشی میکند. جامعه به سرعت انگِ «بیعفتی» را به زن معتاد میزند و او به هدفی آسان برای تهاجمات جنسی و سوءاستفاده تبدیل میشود. در دهههای اخیر، آمار زندانی شدن زنان به دلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر (نظیر دزدیهای کوچک، روسپیگری و فروش مواد) به شدت افزایش یافته است.
۶. موانع فرهنگی و اجتماعی در درمان اعتیاد زنان
یکی از بزرگترین چالشها در بحث اعتیاد زنان، نگرش دوگانه و مردسالارانه جامعه است. جامعه اعتیاد را برای مردان یک «بیماری» اما برای زنان یک «سقوط شدید اخلاقی» میداند، زیرا از زنان انتظار میرود پایه و اساس اخلاق و مراقبت در خانواده باشند. همین نگاه قضاوتگرایانه، مانعی بزرگ برای درمان است. زنان معتاد از ترس طرد شدن توسط خانواده، همسر یا کارفرما، و از ترس برچسبهای سنگین اجتماعی، بیماری خود را پنهان کرده و از مراجعه به مراکز درمانی خودداری میکنند.
نتیجهگیری
درمان و پیشگیری از سوءمصرف مواد نیازمند تغییر نگاه بنیادین به علل گرایش به اعتیاد است. تا زمانی که ساختارهای معیوب اجتماعی اصلاح نشوند و نگاه قضاوتی جامعه به مقوله اعتیاد زنان جای خود را به حمایتهای پزشکی و روانشناختی ندهد، نمیتوان انتظار داشت که چرخه معیوب این آسیب اجتماعی و خانوادگی متوقف گردد. در این مسیر، بهرهگیری از خدمات تخصصی و رویکردهای علمی و بدون قضاوت در کلینیک ترک اعتیاد دی، میتواند با ارائه جامعترین خدمات روانپزشکی و حمایتی، گامی نجاتبخش برای درمان ریشهای، توقف این چرخه ویرانگر و بازگشت پایدار بیماران به زندگی سالم باشد.
نظر بدهید
نظر بدهید