خدمات مرکز ترک اعتياد


مقالات و سوابق بیماران

  • علائم رفتاری و بالینی مصرف مواد محرک

    یک گروه، علائم و نشانه هایی هستند که به دنبال مصرف اخیر مواد محرک پدید می آیند. این گروه علائم را به طور کل علائم مسمومیت می گویند و مرحله ای است که ماده محرک به تازگی مصرف شده و علائم بالینی آن در فرد مصرف کننده بروز کرده است. توجه داشته باشید که در روان پزشکی علائم مسمومیت به حضور فعال مواد مخدر در بدن اطلاق می شود و با معنی بیش...

    ادامه مطلب...
  • درمان اعتیاد

    آیا اعتیاد یک بیماری است؟ نیاز به درمان دارد؟ بله مسلماً، اعتیاد یک نوع بیماری مغز است هر چند علاوه بر عوامل محیطی (مانند دسترسی بیشتر به مواد، مقبولیت اجتماعی و فشار همسالان و...) عوامل ساختاری و عملکردی متفاوت مغز افراد مستعد می تواند منجر به شروع مصرف مواد گردد، مصرف مکرر یک ماده شیمیای اعتیاد آور (ماده ی سمی برای مغز) موجب...

    ادامه مطلب...
  • ترک اعتیاد در منزل

    برخی از افراد بنا به دلایل مختلف تمایل به ترک اعتیاد در منزل دارند. برخی از افراد به دلیل شرایط کاری، برخی بخاطر شرایط اجتماعی، برخی بخاطر هزینه پایین، برخی بخاطر سفارش دوستان و ... بطور کلی اعتیاد یک بیماری روانپزشکی است و فردی که به یکی از انواع مواد مخدر اعتیاد دارد در واقع به نوعی دارای یک نوع بیماری روانپزشکی است. به همین دلیل...

    ادامه مطلب...

نوروفیدبک در درمان اعتیاد

نوروفیدبک در درمان اعتیاد

سوءمصرف مواد و مغز (استفاده از QEEG و نوروفیدبک در تشخیص و درمان اعتیاد) QEEG و سوء مصرف مواد سلول های نواحی مختلف مغز در هنگام برقراری ارتباط با یکدیگر مقداری جریان الکتریکی نیز تولید می کنند. این جریان بسیار ضعیف بوده و می تواند توسط الکترودهایی که بر پوست سر قرار می گیرد ثبت شود.

EEG نوار مغزی ای است که این جریان ها را ثبت و ضبط می کند. با انجام یکسری محاسبات کامپیوتری روی EEG، می توان آن را به QEEG تبدیل کرد؛ که کارکرد مغزی فرد را به شکلی عینی نشان می دهد. دامنه جریان الکتریکی ضعیفی که در مغز تولید می شود، غالباً 42-1 هرتز است. این دامنه فرکانسی تقسیم بندی شده دارد و به اسامی مختلف شناخته می شود. امواج 4-1 هرتز، دلتا؛ 7-4 هرتز، تتا؛ 13-8 هرتز، آلفا؛ 21-13 هرتز، بتا؛ 32-20 هرتز، بتا2 و فرکانس 42-31 هرتز، گاما نامیده می شود.

هر کدام از امواج با رفتارها و حالت های احساسی خاصی رابطه دارند. مثلاً موج دلتا با خواب و کما؛ موج تتا با تفکر خلاق و تفکر بدون خودسانسوری؛ موج آلفا با آرام بودن توأم با گوش به زنگی؛ موج بتا با تمرکز، تفکر و حفظ تمرکز؛ موج بتا2 با اضطراب و بیقراری؛ و موج گاما با پردازش شناختی و یادگیری رابطه دارند.

شواهد متعددی وجود دارد که مواد اعتیادآور علاوه بر علائم رفتاری می توانند امواج مغزی را هم تغییر دهند. کاهش یا افزایش هر کدام از این امواج حالات احساسی خاصی را ایجاد می کند که فرد را وادار می کند برای رسیدن به سطح بهنجار مجدداً به مواد رو بیاورد. برای مثال وابستگی به مت آمفتامین ها میزان فعالیت موج های دلتا و تتا را در مغز افزایش می دهد. افزایش فعالیت این امواج با کند شدن فعالیت مغز رابطه دارد. افزایش موج های دلتا و تتا در افرادی که دچار صدمات مغزی هستند نیز دیده می شود. این به آن معنا است که مت آمفتامین ها قادرند تغییراتی را در ساختار مغز به وجود آورند که مشابه تغییرات مغز افراد مبتلا به ضربه مغزی است.

از طرفی، افزایش فعالیت موج تتا با کاهش سرعت عمل و کاهش دقت و تمرکز در این افراد رابطه دارد. تغییرات مشابهی در مغز افراد وابسته به کوکائین دیده شده است. کوکائین تغییرات پایداری در ساختار مغز به وجود می آورد که حتی تا مدت ها پس از ترک پابرجاست. مصرف کوکائین افزایش در فعالیت امواج بتا، تتا و آلفا را به دنبال دارد. افزایش فعالیت موج بتا می تواند بیانگر ریسک عود در این افراد باشد. افزایش موج تتا، با اثر ذهنی مثبت نسبت به مواد و افزایش آلفا، با عصبی بودن رابطه دارد.

وابستگی به اپیوئیدها مثل هروئین، فعالیت زمینه ای مغز را کند می کند. علاوه براین، افزایش موج بتا به همراه تولید مقادیر زیادی موج دلتا و تتا باعث می شود تا غلبه امواج کند در مغز پردازش مغزی را کند نماید. طوری که این افراد در عملکردهای شناختی مثل تصمیم گیری و سرعت عمل در مقایسه با افراد عادی عملکرد معیوبی دارند.

نوروفیدبک چیست و چگونه عمل می کند؟

مطالعات بسیاری به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در بهبود بیماران وابسته به مواد افیونی، محرک ها و الکل پرداخته اند. نتایج این مطالعات افزایش آرامش بیماران، کاهش استرس و کاهش نابهنجاری های روان شناختی را گزارش کرده است. شواهد، حاکی از تأثیر مثبت این روش در کاهش علائم و عوارض اعتیاد بوده است. این روش تأثیر قابل توجهی بر افزایش تمرکز، کاهش تکانشگری، آرامش روانی و کاهش استرس، کنترل هیجانی، بهبود زمان واکنش، بهبود دوره های خستگی مزمن و افزایش تحمل دارد. در نهایت این موارد منجر به افزایش عزت نفس فرد در امور روزمره مربوط به شغل، خانواده و روابط اجتماعی می شود.

نیز مطالعه تیم تحقیقی بر روی بیماران سوءمصرف کننده مواد، نشان داده است که نوروفیدبک می تواند میزان بهبودی این بیماران را تا دو برابر افزایش داده، میزان عود را کاهش دهد، و بهبود معناداری در تمرکز و پردازش اطلاعات بیماران ایجاد نماید. در مطالعات مرکز جامع مغز برتر، 30 جلسه درمان نوروفیدبک، منجر به بهبود سلامت روان، نشانه های جسمانی، اضطراب، افسردگی و کاهش شدّت نشانگان خودبیمارانگاری، وسواس، حسّاسیت روابط بین فردی، پرخاشگری، روان پریشی و همچنین کاهش انتظار مثبت، تمایل به مصرف و میانگین کل شدّت ولع مصرف مواد و اصلاح الگوی نابهنجار QEEG بیماران وابسته به مواد افیونی شد.

این بیماران در الگوی نابهنجار امواج آلفا و SMR نیز بهبود قابل توجهی نشان دادند. با در نظر گرفتن پایه های نوروسایکولوژیکی مطرح می توان بهبود توأمان موج آلفا و سطح اضطراب بیماران دریافت کننده نوروفیدبک را، در ارتباط با یکدیگر تبیین نمود. از سوی دیگر موج SMR است که نوروسایکولوژیست ها آن را اساس انگیزشی روان انسان می دانند. این موج نقش ویژه ای در آرامش جسمانی، هماهنگی های حسّی حرکتی، انگیزه و امید به زندگی و هماهنگی و تنظیم هیجانات دارد.

در این پژوهش، درمان نوروفیدبک منجر به افزایش فعالیت موج SMR بیماران در QEEG شد. از سوی دیگر بهبود مقیاس های افسردگی و علائم جسمانی بیماران گروه آزمایش، می تواند مرتبط با تغییرات موج SMR بوده و این تأییدی دوباره است بر تعامل فعالیت مغز و حالات روانی.

از نکات قابل توجه روش نوروفیدبک عدم بروز عوارض جانبی در آن است. این روش بر خلاف مواددرمانی و روش های عصب-روانشناختی دیگر که گاه عوارض دردناک و غیرقابل تحملی به همراه دارند هیچگونه پیامدهای منفی نداشته و حتی چنانچه همراه با مواد درمانی و سایر درمان ها ارائه شود، عوارض منفی آن ها را نیز رفع می کند. عود اعتیاد در این روش بسیار کمتر از درمان های موادیی به تنهایی است و معمولاً فرد را نسبت به وضعیت پیش از اعتیاد نیز ارتقاء می دهد.

نوروفیدبک چگونه منجر به بهبود اعتیاد می شود؟

اساس کار نوروفیدبک بر روی امواج مغزی بیمار است. در نوروفیدبک، حسگرهایی به سر بیمار وصل و از طریق آنها فعالیت امواج مختلف مغزی دریافت می شود. سپس، این اطلاعات دریافتی، به شکل نمایش فیلم، موسیقی یا یک بازی کامپیوتری به بیمار ارائه می شود. بیمار با توجه کردن به آن و بوسیله عملکرد مغز خود بازی را کنترل می کند و در واقع امواج مغزی خود را به طور ناخودآگاه تنظیم می نماید. با تکرار این فرایند طی جلسات درمانی، بیماری به صورت ریشه ای درمان می شود و فرد به وضعیت طبیعی روانی و ذهنی دست می یابد.

روند برنامه درمانی نوروفیدبک برای بیماران وابسته به مواد افیونی و محرک ها و همچنین الکل، به این ترتیب است که ابتدا با استفاده از پروتکل درمانی ویژه ای، سطح انگیزش توجه، تمرکز و آرامش روانی بیمار افزایش می یابد. تغییرپذیری و تکانش وری او کنترل می شود. سپس در مرحله دوم با اجرای پروتکل چشم بسته شنیداری به کنترل اضطراب و استرس بیمار، بویژه خنثی کردن بار هیجانی خاطرات مربوط به مصرف مواد پرداخته می شود.

این برنامه درمانی که به آموزش آلفا ـ تتا معروف است بیمار را قادر می سازد تا بهتر بتواند موقعیت های استرس زا را که معمولاً طی فرایند درمان اعتیاد رخ می دهد و اغلب با عود و بازگشت مصرف مواد توسط بیمار همراه است، با موفقیت پشت سر گذارد. اساس عملکرد این پروتکل در این است که به بیمار اجازه می دهد در حالت آرامش عمیق قرار گیرد، فعالیت های ذهنی خود را متوقف سازد و تنها به تصویرسازی ذهنی بپردازد. این تصویرسازی در حالت آرامش شبیه به خواب انجام می گیرد.

بیمار آموزش می بیند چگونه آرام آرام با عبور از مراحل تصویرسازی، خاطرات و تجارب دردناکش را که منجر به شروع و ادامه مصرف موادش شده است تداعی نماید و در عین حال حالت آرامش ذهنی و روانی خود را حفظ کند. ادامه این فرایند باعث می شود بار هیجانی خاطرات و تداعی های مربوط به مصرف مواد از آن ها جدا شده مغز فرد یاد بگیرد چگونه بدون مصرف و حضور مواد حالت آرامش طبیعی ای را در خود ایجاد کند. هرگاه بیمار به این حد توانمندی برسد، هوس شدید مصرف موادش کنترل شده و مرکز لذت مغز دوباره می تواند بدون حضور مواد از همان محرک های طبیعی و سالم جهت کسب حالت سرخوشی استفاده کند.

در واقع گویا مغز دوباره احیا و ترمیم می شود و تجارب تلخ گذشته و بویژه وابستگی اش به حضور مواد برای دستیابی به لذت از او زدوده می شود. اما چه می شود که مغز این آموزش را می بیند؟

مغز قویاً انطباق پذیر و دارای ظرفیت بالایی برای یادگیری است. مغز می تواند یاد بگیرد که عملکرد خودش را هم بهبود بخشد و نواقص و بدکارکردی های خود را برطرف سازد. اما این در صورتی است که مغز سرنخ هایی درباره آنچه که باید تغییر یابد دریافت کند. لذا با ایجاد اطلاعات برای مغز درباره بهترین حالت عملکردش و مجبور کردن مغز به انطباق یافتن با آن حالت، مغز این کار را خواهد کرد.

وقتی مغز در حال انجام کار خوبی در تنظیم خودش است و فرد هم هشیار است امواج مغزی (EEG) الگوی خاصی را نشان می دهد. ما با استفاده از فیدبک فرد را به چالش می اندازیم که به این حالت هشیارانه عملکرد بهینه مغزش توجه کند و آن را تداوم بخشد. به تدریج مغز همانطور که سایر چیزها را یاد می گیرد، این توانایی را نیز یاد می گیرد و مانند سایر آموزش هایش، تمایل دارد که این مهارت جدید را تکرار کند. به تدریج این مهارت سالم، الگوی غالب عملکرد مغز فرد می شود. از نگاه دیگر، مغز یک بیمار معتاد، مهارت خود را در ایجاد حالت لذت به شکل طبیعی و بدون کمک مواد بیرونی از دست داده است.

همچنین نمی تواند انتقالات شیمیایی معمول خود را بدون مواد انجام دهد، بسیاری از گیرنده ها و سیناپس های طبیعی خود را از دست داده است و همانند بوته گیاهی شده است که به جای استفاده از ساقه ها و شاهرگ های حیاتی خودش برای تغذیه، رشد، زنده ماندن و کارکرد مفید، نیازمند تکیه زدن به سنگ و چوب است.

نوروفیدبک مانند ورزش و تمرین، مغز دچار کارکرد مختل را به فعالیت مجدد وا می دارد و راه درست عملکرد، بدون تکیه زدن به مواد افیونی و محرک ها و الکل و... را به وی می آموزد. از لحاظ نوروشیمیایی هم نوروفیدبک بسیاری از گیرنده های دوپامینی و سیناپس های از بین رفته یا از کار افتاده مغز، بویژه در سیستم لذت و لیمبیک و هیپوکامپ را احیا کرده و با گذشته زمان عملکرد شیمیایی و الکتریکی آنرا به حالت طبیعی برمی گرداند.

از اینرو پس از یک دوره درمانی نوروفیدبک شاهد رفع نابهنجاری های امواج مغزی بیمار، همچنین بهبود وضعیت روان شناختی وی هستیم. عامل اساسی در این فرایند تداوم تمرین ها در مدت زمانی طولانی برای تکمیل یادگیری مغز می باشد. در این صورت به شرط مراقبت و کنترل اوضاع این یادگیری هرگز پاک نخواهد شد و نخواهد گشت و همین عامل ماندگاری اثرات نوروفیدبک را فراهم می سازد.

تگها : ترک اعتیاد , هروئین , کوکائین , الکل , نوروفیدبک , استرس , درمان اعتیاد , مواد افیونی , آمفتامین ها