خدمات مرکز ترک اعتياد


مقالات و سوابق بیماران

  • ترک اعتیاد

      ترک کردن ( Getting Off )   بهبودی از اعتیاد نه تنها امکان پذیر است ، بلکه می تواند یکی از پرهیجان ترین سفرهای اکتشافی باشد که شخص در طول زندگی خود انجام می دهد. گذشته از دشواری ها و دردها و رنج های ضروری که لازم است برای رهایی از اعتیادها با آن ها روبه رو شد ، بهبودی می تواند دری به سوی یک زندگی لذت بخش باشد ، به طوری که هیچ تغییر...

    ادامه مطلب...
  • سبب شناسی اعتیاد - استرس

      در ادامه سری مقالات "سبب شناسی اعتیاد" - قسمت دهم : استرس و تأثیر آن در گرایش به مواد   قرار گرفتن در برابر انواع استرس ها ، آسیب پذیری برای سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. بعضی افراد به این دلیل به مواد روی می آورند تا بلکه بتوانند نشانه های اضطرابی و افسردگی ناشی از یک رویداد استرس زا را کنترل کنند. برای این افراد مصرف...

    ادامه مطلب...
  • سبب شناسی اعتیاد - بیماری های جسمی و روانی

      در ادامه سری مقالات "سبب شناسی اعتیاد" - قسمت نهم : بیماری های جسمی و روانی   در گذشته علت مصرف بسیاری از مواد ، تسکین دردهای ناشی از انواع بیماری های جسمی بوده است. اکنون نیز بسیاری از افراد با این هدف به مصرف مواد اعتیادآور به خصوص مواد افیونی گرایش پیدا می کنند. بر اساس پژوهش های انجام شده مشخص شده است که تقریباً 15/3...

    ادامه مطلب...

میان برهای لذت و افسردگی

میان برهای لذت و افسردگی

به نظر می رسد علت این همه گیریِ افسردگی حتی در تمامی ملل ثروتمند جهان ، اتکای مفرط به میان بُرهایی جهت رسیدن به لذت است. میان برهایی از قبیل رادیو ، تلویزیون ، دارو ، خرید ، رابطه ی... بدون عشق و ... .

من هم اکنون که این جمله را می نویسم در حال خوردن نان شیرینی تخم مرغی برشته با مربای زغال اخته هستم. من خودم نان را نپختم و کره را خودم تهیه نکردم و زغال اخته ها را نچیده ام. صبحانه برای من یک میان بُر است و به هیچ مهارت و تقریباً تلاشی نیاز ندارد. اگر تمام زندگی من از این گونه لذت ها تشکیل می شد و هیچ گاه نیازی به استفاده از قابلیت هایم پیش نمی آمد و هیچ وقت با چالشی مواجه نمی شدم ، صد در صد این زندگی مرا مهیای افسردگی عمیق و سنگینی می کرد.

یکی از اساتید من جولیان جیمز یک مارمولک عجیب و غریب را به عنوان یک حیوان دست آموز در آزمایشگاهی نگهداری می کند ، در چند هفته ی نخست او نمی توانست مارمولک را به خوردن چیزی وادارد ، تمام راه ها را امتحان کرد اما حیوان بیچاره داشت در مقابل چشمان او از گرسنگی تلف می شد ، جولیان برای او انبه و کاهو می گذاشت ولی او نمی خورد. سپس گوشت خوکی را که از سوپر مارکت خریده بود جلوی مارمولک می گذاشت یا مگس ها را شکار می کرد و جلوی او می گذاشت ، حتی غذای چینی و حشرات دیگر و عصاره ی میوه ها را نیز امتحان کرد اما مارمولک همه را رد می کرد و هیچ پاسخی نمی داد. تا اینکه یک روز برای او ساندویچ ژامبونی آورد و مثل همیشه مارمولک علاقه ای به خوردن آن نشان نداد ، جولیان هم به سراغ کار خود رفت. او مجله ای برداشت و سرگرم خواندن شد و کمی بعد مجله را روی ساندویچ ژامبون پرت کرد ، مارمولک نگاهی به این موقعیت انداخت ، به آرامی روی زمین خزید و روی مجله پرید و آن را پاره کرد و سپس با ولع به خوردن ساندویچ پرداخت.

مارمولک ها چنین تکامل پیدا کرده اند که قبل از خوردن کمین کنند ، حمله کنند و بدرند . به نظر می رسد شکار یکی از قابلیت های مارمولک است که باید به کار گرفته شود و به کار انداختن این قابلیت برای مارمولک چنان حیاتی است که اشتهای او بدون این کار بیدار نمی شود ،  برای مارمولک هیچ راه میان بُری به سمت شادی وجود ندارد.

مغز یک انسان که طی صدها میلیون سال به وسیله ی انتخاب طبیعی شکل گرفته است ، بسیار پیچیده تر از یک مارمولک آمازون است . قصه ی مارمولک ما همان داستان انسان های زیادی است که در اوج ثروت و رفاه افسرده شده و از فرط گرسنگی معنوی درمعرض فنا قرار می گیرند و یا بسیاری از زنان خانه دار که چون چالش و مبارزه ای در پیش رو ندارند در چاه افسردگی گرفتار می شوند .

*چالش و مبارزه به جهت خود شکوفایی برای انسان یک نیاز اساسی است*

با توجه به تحقیق ذکر شده که بر گرفته از کتاب شادمانی درونی نوشته مارتین سلیگمن است ، با کمی دقت و ظرافتِ دید می توان مثال های زیادی در زندگی روزمره پیدا کرد که با این مطلب ، فضای مشترک داشته باشد . تا به حال دقت کرده اید که اگر  یخچال شما پر از غذاهای گوناگون و مصرف نشده باشد در آن خانه اشتهای سالم و انگیزه ی طبیعی برای خوردن کم می شود و یا اگر در کمد لباس ، انباشتگی باشد نتیجه ی آن بی سلیقگی و بد لباسی خواهد شد ؟ به همین روال اگر در محل زندگی نیز انباشتگی مبل و اثاث و اشیای گوناگون و بلااستفاده باشد برخلاف انتظار که باید سبب رفاه و راحتی بیشتر شود تنها کسالت ، سنگینی ذهن و بی تفاوتی ایجاد می کند .

به همین ترتیب به آسانی می توانیم دریابیم که اگر خود را بی محابا و افراطی در معرض جملات قصار و نکته های آموزنده ، اخلاقی ، خودسازی ، عرفانی و... قرار دهیم و از طریق شبکه های اجتماعی مثل ایمیل و تلگرام و ... بدون بکار گیری " هوش " و " خرد " برای کسانی که می شناسیم ارسال کنیم ، خود و شاید دیگران را فقط بمباران اطلاعات و فضیلت خواهیم کرد . در این میان فرض بر اینکه دارای هوش و حافظه ی بسیار قوی باشیم در نهایت فقط تبدیل به دانشنامه یا آرشیو کاملی از گزینه ها و فضیلت های علمی و معنوی خواهیم شد .

تگها : افسردگی