خدمات مرکز ترک اعتياد


مقالات و سوابق بیماران

  • آماده شدن : گذر از انکار

      در ادامه سری مقالات "ترک اعتیاد" - آماده شدن : گذر از انکار اولین قدم در بهبودی ، این است که اعتراف کنید یک معتاد هستید ( معتاد به مشروبات الکلی ، سیگار ، پول ، مواد مخدر ، روابط ، مسائل جنسی و یا ... ). همان طور که قبل تر توضیح دادیم ، موثق ترین علامت اعتیاد ، این است که شخص با وجود نکات منفی و نتایج تخریب کننده و زیان آوری که در...

    ادامه مطلب...
  • ترک اعتیاد

      ترک کردن ( Getting Off )   بهبودی از اعتیاد نه تنها امکان پذیر است ، بلکه می تواند یکی از پرهیجان ترین سفرهای اکتشافی باشد که شخص در طول زندگی خود انجام می دهد. گذشته از دشواری ها و دردها و رنج های ضروری که لازم است برای رهایی از اعتیادها با آن ها روبه رو شد ، بهبودی می تواند دری به سوی یک زندگی لذت بخش باشد ، به طوری که هیچ تغییر...

    ادامه مطلب...
  • سبب شناسی اعتیاد - استرس

      در ادامه سری مقالات "سبب شناسی اعتیاد" - قسمت دهم : استرس و تأثیر آن در گرایش به مواد   قرار گرفتن در برابر انواع استرس ها ، آسیب پذیری برای سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. بعضی افراد به این دلیل به مواد روی می آورند تا بلکه بتوانند نشانه های اضطرابی و افسردگی ناشی از یک رویداد استرس زا را کنترل کنند. برای این افراد مصرف...

    ادامه مطلب...

سبب شناسی اعتیاد - عوامل خانوادگی

سبب شناسی اعتیاد - عوامل خانوادگی

 

در ادامه سری مقالات "سبب شناسی اعتیاد" - قسمت چهارم : عوامل خانوادگی

 

طبق آمار در سال 1356 فقط 2 درصد طلاق ها مربوط به اعتیاد بوده و اکنون این مقدار به 60 درصد رسیده است.

خانواده نقش مهمی در گرایش افراد به اعتیاد دارد. ریشه های اعتیاد را می توان در روابط بین اعضای خانواده جستجو کرد. عواملی مانند : اعتیاد یکی از والدین یا هر دو ، زندانی بودن ، انحراف جنسی یا انحرافات اخلاقی پدر و مادر ، غیبت والدین از خانه ، اختلاف والدین ، عقب ماندگی فرهنگی خانواده ، طلاق و جدایی ، رفتارهای ضد اجتماعی والدین و بسیاری عوامل مشابه در شکل گیری پدیده اعتیاد مؤثر هستند. خانواده ایرانی امروزه در معرض تغییرات ساختاری و کارکردی مهمی قرار گرفته است که این پدیده روابط بین اعضای خانواده را دگرگون کرده ، امنیت و آسایش خانواده را به هم زده و زمینه اعتیاد و سایر نابهنجاری های اجتماعی را فراهم ساخته است. طبق آمار در سال 1356 فقط 2 درصد طلاق ها مربوط به اعتیاد بوده و اکنون این مقدار به 60 درصد رسیده است.عوامل خانوادگی اعتیاد

انسجام خانوادگی همواره به عنوان عامل اساسی در سلامت روانی اعضای خانواده مطرح شده است. در محیط خانوادگی منسجم اعضای خانواده با یکدیگر همکاری می کنند و پیوندهای عاطفی محکمی بین آنان برقرار می‌شود. اما در خانواده های نامنسجم ، اعضای خانواده از همدگیر فاصله می گیرند ، بعضی از اعضاء احساس طرد و تنهایی می کنند و به انزوا کشیده می شوند که این عامل می تواند سبب درون گرایی و گرایش افراد به اعتیاد شود. بسیاری از نوجوانان مبتلا به سوء مصرف مواد گزارش کرده اند که محیط خانوادگی آن ها دچار مشکل بوده و روابط خانوادگی ضعیف نقش مهمی در گرایش آن ها به سوء مصرف مواد داشته است.

در بسیاری از مطالعات بر نقش خانواده آشفته و از هم گسیخته نیز در بروز مشکلات مربوطه به سوء مصرف مواد تأکید شده است. خانواده های از هم گسیخته با مشکلاتی مانند اختلافات خانوادگی ، جدایی یا مرگ والدین مواجه هستند. در این خانواده ها روابط والدین با هم و با فرزندان نادرست است و این مسئله می تواند به بروز بسیاری از مشکلات از جمله اعتیاد در فرزندان آن ها منجر شود. طلاق به هر دلیل که اتفاق بیفتد فرزندان خانواده را در معرض آسیب قرار می دهد. طلاق سبب فشار روانی می شود و چنین فشاری ، وقتی که بر والدین مسلط شود ، فرصت کمی برای تعامل با فرزندان باقی می‌گذارد. نوجوانی که با ورود به دوره نوجوانی ، بحران های این دوره را تجربه می کند ، وقتی خود را در خانواده ای بیابد که والدین نیز در آن با بحران‌های روانی مواجه هستند ، مشکل خود را مضاعف می بیند. فرار از منزل یکی از واکنش های نوجوانان در برابر روابط مخرب خانوادگی است ، که دروازه ورود به اعتیاد را باز می کند.

یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان و جوانان ، شیوه های فرزند پروری والدین است. مطالعات انجام شده بر روابط والدین با فرزندان وجود دو بعد رفتاری را مشخص کرده است :

  1. بعد پذیرش - طرد
  2. بعد آزاد گذاشتن -  محدود کردن

والدین پذیرنده در رابطه با فرزندان ، عاطفه ، محبت و صمیمیت نشان داده و کمتر از تنبیه بدنی استفاده می کنند. در بعد آزاد گذاشتن - محدود کردن ، والدین معتقد به آزاد گذاشتن ، به فرزندان اجازه تصمیم گیری داده و آن ها را در انجام تصمیم خود آزاد می گذارند ، اما والدین معتقد به محدود کردن ، کودک خود را به شدت کنترل می کنند. خانواده های افراد مبتلا به سوء مصرف مواد نسبت به خانواده های افراد سالم ، انعطاف پذیری کمتری در تصمیم گیری و حل مشکلات نشان می دهند.

نوجوانان مصرف کننده مواد مخدر در خانواده های خود احساس بیگانگی می کنند و والدین خود را خود خواه و غیر حمایت کننده می دانند. سردی روابط عاطفی پدر و مادر با فرزندان و طرد آن ها ، با مصرف مواد اعتیادآور در فرزندان ارتباط دارد. در خانواده های معتادان پیوندهای سست عاطفی دیده می شود. بر عکس ، پیوندهای عاطفی عمیق و ارتباط محکم والدین و فرزندان تأثیر چشمگیری بر کاهش مصرف مواد مخدر و یا پیشگیری از آن دارد. ارتباط مثبت پدر و مادر با فرزند برای رشد خود پنداره قوی که بتواند از سوء مصرف مواد پیشگیری کند دارای اهمیت فراوان است.

پرخاشگری و خشونت در خانواده ، بی توجهی ، برداشت های نادرست اعضای خانواده از همدیگر و عدم همکاری ، در خانواده های سوء مصرف مواد بیشتر گزارش می شود

پرخاشگری و خشونت در خانواده ، بی توجهی ، برداشت های نادرست اعضای خانواده از همدیگر و عدم همکاری ، در خانواده های سوء مصرف مواد بیشتر گزارش می شود. نوجوانان مصرف کننده مواد ، والدین خود را سهل انگار ، خود خواه ، نامهربان و از سوی دیگر مداخله گر و کنترل کننده دانسته اند. والدین فزون حمایت کننده نیز باعث پرتوقعی فرزندان خود شده و تدریجاً ناکامی بیشتر آن ها را در اجتماع باعث می شوند. این والدین با نوجوانان خود مانند یک کودک رفتار می کنند که می تواند منجر به احساس حقارت در نوجوانان شود. این باعث می شود که نوجوانان برای اثبات اینکه دیگر کودک نیستند به کشیدن سیگار ، نوشیدن الکل یا سایر مواد اعتیادآور روی آورند. به علاوه چنین روشی باعث می شود تا نوجوانان فاقد اعتماد به نفس ، توانایی نه گفتن را نداشته باشند و در نتیجه به پیشنهادهای همسالان خود ، به مواد مخدر گرایش پیدا کنند. همچنین در خانواده هایی که دارای روابط سلطه گرانه و بسیار خشک هستند و والدین ، قوانین انعطاف ناپذیر ، سخت گیرانه و فاقد منطق را وضع می کنند ، احتمال گرایش به اعتیاد بیشتر است. در خانواده هایی هم که فرزندان مورد غفلت قرار می گیرند و هیچ نظارتی بر آن‌ها نمی شود و شرایط و محدودیت هایی برای روابط آن ها به کار گرفته نمی شود ؛ به دلیل سردرگمی و نبودن راهنمایی های مناسب ، اعتیاد بیشتر گزارش می شود.

در خانواده های افراد معتاد سه وضعیت مدیریت ضعیف و متناقض و ناپایدار خانواده ، درگیری های خانوادگی و پیوندهای ضعیف خانوادگی ، در خانواده های ناکارآمد و وابسته به مواد از ویژگی های بیمارگونه خاصی تبعیتخانواده و اعتیاد می کند. افراد برای بقا خود و خانواده نقش هایی را می پذیرند که به آن ها تحمیل شده است ، غافل از آن که هر یک از آن ها با پذیرش نقش تحمیلی خود در واقع به پایداری رفتار بیمار گونه اعتیاد در فرد معتاد کمک کرده اند. هم وابستگی ( Codependency ) مفهوم بسیار مهمی در درمان وابستگی به مواد و یکی از مفاهیم بنیادی توان بخشی معتادان است. برخی معتقدند که هم وابستگی اشاره به نظامی خانواده ای دارد که یکی از اعضای آن به مصرف موادی وابسته شده است و خانواده خود را در کنار این وابستگی سازمان داده و به این دلیل که تعادل حیاتی خانواده نیازمند به بقای وجودیش بوده است ، همه اعضای خانواده به نوعی به مواد وابسته یا هم وابسته شده اند. انکار مشکلات ناشی از مصرف مواد توسط عضو خانواده که معمولاً به دوست داشتن یا حمایت تعبیر می شود از انواع هم وابستگی محسوب می شود. بنابراین ، هر فرد آشنا و با اهمیت در زندگی فرد وابسته به مواد مثل همسر ، والدین ، فرزند و یا دوست که مشغولیت ذهنی زیادی با فرد وابسته به مواد داشته هم وابسته نامیده می شود.

در خانواده های افراد معتاد سه روش مراقبتی وجود دارد که عبارتند از :

  1. مراقبت نمایشی در ارتباط با نیازهای خود شیفتگی که این نوع رفتار و رابطه با فرزند از طرف مادر نوعی پیروزی محسوب می شود ، در حالی که مرد در مقابل زوج شکل گرفته مادر - پسر در زمینه عاطفی نقشی غایب و یا حاشیه نشین دارد.
  2. نوع مراقبتی که در آن نیازهای کودک به شکلی کاملاً آشکار مورد کم توجهی هر دو والد قرار می گیرد.
  3. در صورت مراقبت ناکافی مادر ، پدر ابتکار عمل را به دست می گیرد. در دوران بلوغ ، مادر دیگر به سرپوش گذاشتن بر مراقبت ناقص خود از فرزند قادر نمی باشد. در این شرایط نوجوان با آخرین روش های گریز از خطر خود گم کردگی مواجه می شود که از جمله این روش ها استفاده از مواد است.

به طور کلی سه مدل از رویکردهای خانوادگی به سوء مصرف مواد وجود دارد :

مدل رفتاری خانواده

تأکید مدل رفتاری بر رفتارهای تقویت کننده اعضای خانواده از سوء مصرف کننده مواد است. مشاهده شده است که اعضای خانواده غالباً به طور ناخواسته ، به شیوه ای عمل می کنند که مصرف مواد اعتیادآور مورد حمایت قرار می‌گیرد. برای مثال ، همسر مصرف کننده مواد ممکن است مطیع بودن همسرش هنگام نوشیدن الکل را نسبت به زمانی که تندخو و بی ثبات و هوشیار است ، ترجیح بدهد. در عین حال اعتیاد پدر یا مادر می تواند سبب تقویت اعتیاد در فرزندان شود.

مدل سیستمی خانواده

در این مدل بر نقش های به هم وابسته اعضای خانواده تأکید می شود. در خانواده های معتادان الگوهای روابط زن و شوهر یا والدین و فرزندان اغلب درهم ریخته و آشفته است. در این خانواده ها ، نقش ها دگرگون می شوند و وضعیت ناسالم و مرضی پیدا می کنند. در خانواده نابهنجار ، اغلب نوعی واژگونی سلسله مراتب سنتی مشاهده می شود. پدران اغلب غایب ، متخاصم و بی تفاوت هستند و ارتباط عاطفی با فرزندان خود ندارند ، اما مادران به صورت افراطی فعال ، پرتحرک و نسبت به فرزندان بسیار چسبنده می باشند. نقش های متغیر ، حتی نقش های به ظاهر منفی سوء مصرف کننده مواد اغلب از سوی اعضای خانواده به مقاومت مواجه می شود ، چون که تغییر مستلزم سازگاری مجدد با سایر نقش های خانواده است.

مدل بیماری خانواده

مدل بیماری خانواده این واقعیت را نشان می دهد که نه تنها سوء مصرف کننده ، بلکه سایر اعضای خانواده از اختلال رنج می برند. این مدل بر ، هم وابستگی و کمک به درمان همسر وابسته تأکید دارد. بدین ترتیب اعضای خانواده و همین طور سوء مصرف کننده مواد نیازمند درمان هستند. اختلال خانواده تا حدی سوء مصرف مواد را تداوم می بخشد و عدم درمان تمام اعضای خانواده بهبودی موفقیت آمیز فرد معتاد را غیر ممکن می کند.

 

تگها : روانشناسی , ترک اعتیاد , سبب شناسی اعتیاد