خدمات مرکز ترک اعتياد


مقالات و سوابق بیماران

  • نالترکسان

    شکل خوراکی این دارو در 1984 از طرف FDA جهت درمان وابستگی مواد افیونی در مورد تأیید قرار گرفت. جالب اینکه تقریباً در همان سال ها از طرف NIDA(موسسه ملی سوء مصرف دارو) راهنمای تولید Guidelineنالترکسان مداوم رهش تعیین و اعلام شد. در این راهنما کسب سطح خونی دو نانوگرم در میلی لیتر، فرمولاسیون ساده، ایمنی و بالاخره سهولت نسبی تولید انبوه مورد...

    ادامه مطلب...
  • سندرم های کم توانی ذهنی ژنتیکی

    رفتارهای اختصاصی و پیش بینی کننده ای با برخی سندرم های ژنتیکی کم توانی ذهنی ارتباط دارند. این فنوتیپ های رفتاری طبق تعریف، سندرمی از رفتارهای ملموس هستند که احتمال بروز آنها در افراد دچار برخی ناهنجاری های ژنتیک بیشتر است. نمونه های فنوتیپ های رفتاری در سندرم های ژنتیکی نظیر سندرم x شکننده، سندرم پرادر-ویلی و سندرم داون دیده می...

    ادامه مطلب...
  • بنزودیازپین ها

    کلردیازپوکساید اولین بنزودیازپینی بود که در سال 1959 معرفی شد دیازپام در ساال 1963 در دسترس قرار گرفت. طی سه دهه بعد، به دلیل ایمنی بالاتر و تحمل پذیری بهتر، بنزودیازپین ها جای داروهای خواب آور و ضد اضطراب قدیمی را گرفتند. نام بنزودیازپین ها از ساختمان مولکولی آنها گرفته شده است. از آنجا که بنزودیازپین ها اثرات رخواتزایی و ضد...

    ادامه مطلب...

بیماری اعتیاد چه شباهتی به اسکیزوفرنیا دارد

بیماری اعتیاد چه شباهتی به اسکیزوفرنیا دارد

موارد زیادی وجود دارد که فرد مبتلا به بیماری اعتیاد از خود رفتارهایی بروز می دهند که به رفتار افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنیا شباهت زیادی دارند. برای برخی افراد مبتلا به بیماری های اعتیادی ممکن است به اشتباه تشخیص اسکیزوفرنیا مطرح شود.

شباهت های بیماری اعتیاد و اسکیزوفرنیا:

- توهم

- هذیان

- خلق نامناسب

- رفتارهای بسیار ناهنجار

به هر حال تمام این علائم ممکن است نشانه آثار سمی مواد شیمیایی بر مغز باشند. در افراد مبتلا به بیماری های اعتیادی حالتی موسوم به "جنون ناشی از مواد شیمیایی" ایجاد می شود، که به اسکیزوفرنیا شباهت دارد، در حالی که فرد، به اسکیزوفرنیا مبتلا نیست. زمانی که آثار سمی مواد شیمیایی برطرف شود، این حالت رفع می شود و حالت شیمیایی مغز به وضع طبیعی بر می گردد.

اما یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا هم ممکن است به الکل یا سایر مواد مخدر اعتیاد داشته باشد. در این وضعیت، درمان فرد بسیار دشوار می شود. یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا ممکن است نیاز داشته باشد که تا زمان های طولانی داروهای ضدجنون دریافت کند. علاوه بر آن، یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا ممکن است قادر به تحمل کردن فنون رویارو کردن نباشد، فنونی که به طور معمول در درمان بیماری های اعتیادی مؤثر اند.

درمانگران به معتادان می آموزند که فرار کردن را کنار بگذارند و از مهارت های شان برای کنار آمدن مؤثر با واقعیات استفاده کنند. از یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا که ممکن است فاقد توانایی سازگار شدن با واقعیات باشد، نمی شود چنان انتظاری را داشت.

شباهت های بیماری اعتیاد و اسکیزوفرنیا

از برخی لحاظ ها هر دوی افراد معتاد و بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، شبیه به قطاری هستند که از ریل خودش خارج شده است. با مقداری تلاش می شود یک معتاد را به ریل خودش بازگرداند. اما یک بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا را نمی شود به همان ریل برگرداند. بهترین راه انجام شدنی، رساندن این فرد از یک مسیر متفاوت به همان قصد است. این راه دیگر، یک راه کامل نیست.

در طی این مسیر تقاطع ها و نقاط متعددی وجود دارد که در هر کدام از این نقاط ممکن است فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا از مسیر دلخواه به مسیری دیگر منحرف شود. هشیاری و هدایت دائم لازم است تا از انحراف ها جلوگیری شود و ممکن است لازم باشد که دائم از داروهایی استفاده کرد که سرعت حرکت را کم کنند تا فرد بر روی ریل باقی بماند.

مواجه شدن با طرز فکر یک فرد الکلی یا فرد مبتلا به انواع دیگر اعتیادها مثل مواجه شدن با طرز فکر یک بیمار مبتلا به اسکیروفرنیا ناامید کننده باشد. به همان شکلی که ما نمی توانیم یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا را متقاعد کنیم که او حضرت مسیح نیست، نمی توانیم خدشه ای وارد کنیم در باور یک فرد الکلی مبنی بر اینکه او الکل را به مقداری امن و فقط در مناسب های اجتماعی می نوشد، یا از داروهای خواب آور درست استفاده می کند، یا از کوکائین و حشیش فقط تفننی استفاده می کند.

برای مثال، یک نفر از نزدیکان فردی که در مراحل آخر اعتیاد به الکل (یا سایر مواد مخدر) به سر می برد می تواند یه راحتی مشاهده کند که تمام زندگی که فرد معتاد در حال از هم پاشیدن است، وضع جسمی فرد معتاد رو به تحلیل رفتن است، زندگی خانوادگی اش تخریب و شغلش نابود شده است. تمام این مشکلات به وضوح بر اثر ابتلا به الکل یا سایر مواد مخدر ایجاد شده اند، اما به نظر می رسد که خود معتاد قادر به دیدن و درک کردن این موضوع نیست. او ممکن است اعتقاد راسخی داشته باشد که استفاده کردن از این مواد شیمیایی هیچ ربطی به مشکلات مذکور ندارد و این فرد گویا نسبت به تمام دلایلی که نشان دهنده رابطه مذکور هستند نابینا است.

تفاوت شاخص میان طرز فکر اعتیادآور و طرز فکر بیماران اسکیزوفرنیایی:

- طرز فکر اسکیزوفرنیایی به وضوح عجیب است.

- طرز فکر اعتیاد آور دارای یک منطق سطحی است که می تواند بسیار اغواگر و گمراه کننده باشد.

افراد معتاد ممکن است آن طور که دیگران فکر می کنند به طور عمدی بی توجه نباشند. این افراد الزاماً عمدی و آگاهانه دیگران را گمراه نمی کنند، اگر چه گاهی ممکن است این حالت رخ دهدو در بیشتر موارد، معتادها فریب طرز فکر خودشان را می خورند و در واقع خودشان را گول می زنند.

مخصوصاً در اوائل اعتیاد، دیدگاه و برداشت یک معتاد از آنچه که رخ می دهد ممکن است در ظاهر معقول به نظر رسد. همان گونه که قبلاً ذکر شد، خیلی از افراد به طور طبیعی با دلایل معتادها فریفته می شوند. در نتیجه خانواده یک معتاد ممکن است برای دوستانش، کشیش محل، رئیس، پزشک یا حتی روانشناس متقاعد کننده به نظر رسد. هر جمله ای که معتاد می گوید ممکن است منسجم به نظر رسد، حتی ممکن است برداشت های کلی آنها از وقایع معتبر به نظر آیند.

در نهایت اعتیاد و اسکیزوفرنیا دو بیماری هستند که نیاز به درمان و مراقبت دارند. هر دوی این بیماری ها زندگی فرد را مختل کرده و به فرد آسیب می زنند. جهت مشاوره و درمان در کلینیک روانپزشکی و ترک اعتیاد دی با مشاوران ما تماس بگیرید.

تگها : مواد مخدر , بیماری اعتیاد , حشیش , کوکائین , الکل , کلینیک ترک اعتیاد , اسکیزوفرنیا , شباهت بیماری اعتیاد و اسکیزوفرنیا