خدمات مرکز ترک اعتياد


مقالات و سوابق بیماران

  • ترک اعتیاد

      ترک کردن ( Getting Off )   بهبودی از اعتیاد نه تنها امکان پذیر است ، بلکه می تواند یکی از پرهیجان ترین سفرهای اکتشافی باشد که شخص در طول زندگی خود انجام می دهد. گذشته از دشواری ها و دردها و رنج های ضروری که لازم است برای رهایی از اعتیادها با آن ها روبه رو شد ، بهبودی می تواند دری به سوی یک زندگی لذت بخش باشد ، به طوری که هیچ تغییر...

    ادامه مطلب...
  • سبب شناسی اعتیاد - استرس

      در ادامه سری مقالات "سبب شناسی اعتیاد" - قسمت دهم : استرس و تأثیر آن در گرایش به مواد   قرار گرفتن در برابر انواع استرس ها ، آسیب پذیری برای سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. بعضی افراد به این دلیل به مواد روی می آورند تا بلکه بتوانند نشانه های اضطرابی و افسردگی ناشی از یک رویداد استرس زا را کنترل کنند. برای این افراد مصرف...

    ادامه مطلب...
  • سبب شناسی اعتیاد - بیماری های جسمی و روانی

      در ادامه سری مقالات "سبب شناسی اعتیاد" - قسمت نهم : بیماری های جسمی و روانی   در گذشته علت مصرف بسیاری از مواد ، تسکین دردهای ناشی از انواع بیماری های جسمی بوده است. اکنون نیز بسیاری از افراد با این هدف به مصرف مواد اعتیادآور به خصوص مواد افیونی گرایش پیدا می کنند. بر اساس پژوهش های انجام شده مشخص شده است که تقریباً 15/3...

    ادامه مطلب...

بیست و هفت باور غلط درباره اعتیاد

بیست و هفت باور غلط درباره اعتیاد

١- با كنترل مصرف،معتاد نمي شوم :

اكثر بيماران فكر مي كنند كه معتاد به شخصي گفته مي شود كه هر روز با دوز بالايي مواد مصرف كندو يا اينكه در صورت عدم دسترسي به مواد دچار مشكلات جسماني بسيار شديدي شود،در صورتي كه اين تعريف از اعتياد به هيچ عنوان درست نيست و اگر بيمار گاهأ مواد مصرف مي كند و فاصله زماني بين دو مصرف، مي تواند طولاني باشد هرگز نشان از معتاد نبودن ايشان نيست و ملاك براي تشخيص اعتياد در اين موارد ميل دروني و كشش و وسوسه در نبودِ مواد است و هم چنين اشتغال ذهني نسبت به فراهم كردن شرايطي كه منجر به مصرف كردن شود،مانند شرايط مالي و مكان و زمان مناسب و اين امر كه بيمار از بسياري از كارهاي جذاب و قابل توجه خود دور شود تا به مصرف مواد نزديك شود كه اين اتفاق مي تواند به عنوان مثال ماهي يك بار رخ دهد، ولي در همان يك مرتبه فرد خيلي از برنامه ريزي هاي خود را تغيير ميدهد تا به مصرف مواد برسد.

٢- يك بار مصرف مشكلي ايجاد نمي كند:​

بسياري از بيماران بر اين باور بودند كه امتحان كردن مواد براي يك بار هيچ ايرادي ندارد،در صورتي كه اكثر بيماران مبتلا به اعتياد از ابتدا قصد تبديل شدن به يك فرد معتاد را نداشته اند و همگي يك بار جهت كنجكاوي آنرا امتحان كرده اند و پس از آن وابستگي اتفاق افتاده است، اين تفكر بسيار ساده لوحانه است كه فكر كنيم چون قصد ما از مصرف مواد فقط در حد كاهش حس كنجكاوي است نبايد از تاثير آن حس خوشايند و وسوسه كننده اي را تجربه كنيم كه بعدها همين حس باعث اعتياد و وابستگي به مواد نشود.

٣- شيشه و حشيش اعتياد آور نيستند :

برخلاف باورهاي معمول جامعه، شيشه و حشيش و گل ، و به طور كلي مواد محرك ، وابستگي جسماني ايجاد نمي كنند و شكل وابستگي در آنها به شكل رواني مي باشد،به همين دليل اين تفكر اشتباه وجود دارد كه مواد محرك اعتياد آور نيستند و هر زمان كه بيمار قصد كند مي تواند از مصرف آن خودداري كند، در صورتي كه به عنوان مثال شيشه از اعتياد آورترين ماده هاي مصرفي در دنيا محسوب ميشه و سخت ترين و طولاني ترين نوع درمان را به خود تخصص مي دهد.

٤- استفاده از مواد براي تفريح ايرادي ندارد :

بر اساس يافته هاي علمي در اعتياد،چيزي به نام مصرف تفنني وجود ندارد، مرز بين مصرف و اعتياد بسيار نزديك و گويي در هم تنيده است.

علم روان نشان مي دهد ، كساني كه هر ماده اي را براي مدت طولاني مصرف مي كنند حتي اگر متناوب و با فواصل كم نباشد ، به آن ماده اعتياد دارند، با توجه به اين مورد كه آيا فردي سالم و موفق را مي توان يافت كه درگير مصرف تفنني مواد باشد؟ و يا سالها بر مصرف همان ميزان ثابت ، پايدار باقي بماند؟ 

٥- چهره ي بيماران مبتلا به اعتياد كاملأ مشخص است :

 همواره در فيلم ها و تبليغات تلويزيوني ديده ايم افرادي كه مبتلا به اعتياد هستند هميشه چهره اي شكسته و قدي خميده دارند و نوع گفتاري متفاوت از نوع گفتار انسانهاي سالم دارند و يا دربين خرابه ها و خاكروبه ها در حال زندگي هستند و به راحتي از مردم عادي قابل تمييز هستند ، در صورتي كه 4 تا 6 درصد معتادان اين چنين وضعيتي دارند و مابقي همانند مردم عادي هستند و هيچ تفاوتي از نظر ظاهري ندارند.

٦- ترك اعتياد بسيار راحت است:

اعتياد درمان پذير است اما احتمال عود در اين بيماري بسيار بالاست و معمولأ پس از سم زدايي مدت زيادي را بايد تحت درمان هاي دارويي و روان درماني هاي تخصصي قرار بگيرند، با توجه به اين موضوع كه ماندگاري در درمان به هوش و توانايي بالايي احتياج دارد.

٧- ميدانم چقدر بايد مصرف كنم تا معتاد نشوم:

 يكي از برداشتهاي غلط در مورد ابتلا به اعتياد اين امر مي باشد كه بيماران فكر مي كنند ميزان و اندازه مصرف متعادل خود را مي دانند و از اينكه چقدر مصرف كنند تا تاثيرات نابهنجار مواد ، دامن آنها را نگيرد، كاملأ اطلاع دارند.از تعيين كننده هاي وابستگي، ويژگي هاي جسماني هر فرد و اولين نشانه هاي خوشايند مواد مي باشد.ديده شده است كه برخي از بيماران با اولين تجربه هاي مصرف مواد دچار نشانه هاي عصبي و علائم روانپريشي پايدار شده اند.

٨- مواد داروي بسياري از بيماري هاست :

از ديگر باورهاي غلط در روزگار ما خاصيت درماني مواد مخدر و محرك مي باشد، به گونه اي برخي از افراد واقعأ اعتقاد دارند كه مثلأ ترياك مي تواند در درمان و كنترل فشارخون موثر باشد ، اين حقيقت دارد كه ترياك تا حدي باعث افت فشار خون مي شود مانند آبليمو، سركه ، سير و ...اما آنها هرگز درماني جهت كنترل فشار خون محسوب نمي شوند و حتي در طولاني مدت عدم درمان موفق و پيگيرانه فشار خون به اين دليل،مي تواند باعث عواقب بسيار خطرناك قلبي و عروقي و ...شود.همچنين همين تفكر اشتباه در مورد كنترل قند خون و بيماريهاي جنسي نيز رواج دارد.

٩- تغذيه مناسب باعث مي شود انسان در عين حال كه مواد مصرف مي كند، افتاده نشود:

هميشه اين تفكر اشتباه در ميان مردم وجود داشته است كه در صورت تغذيه مناسب، بيمار افت چنداني نمي كند از نظر ظاهري، در صورتي كه با كمي دقت بيشتر مشخص مي شود كه ترياك بر كبد تاثير بالايي مي گذارد و همين امر كفايت مي كند كه بدانيم تغذيه مناسب هم نمي تواند از بروز تخريب ها و بيماريهايي كه به هر حال ظاهر انسان را هم درگير مي كنند جلوگيري كند.

١٠-  اعتياد در افرادي با تحصيلات بالا اتفاق نمي افتد:

اعتياد زاييده ي عدم درك درست و به كارگيري مهارت هاي زندگي و بسياري از بيماري هاي زمينه اي مي باشد، پس اين مورد كه كسي با كسب درجات بالاي علمي نمي تواند به اين بيماري مبتلا شود،يك تفكر كاملأ سطحي و خوش بينانه است. به عنوان مثال مهارت هاي زندگي عبارتند از: مهارت نه گفتن، دوست يابي، حل مساله، تصميم گيري و ... 

١١-  اعتياد در ورزشكاران وجود ندارد :

هر چند كه هميشه اين باور وجود داشته است كه ورزش دشمن اعتياد مي باشد، اما در مقابله با اعتياد بيشتر از توانايي جسماني ، فرد احتياج به بهره گيري از هوش و اطلاعات دارد و البته تحقيقات نشان داده است كه درمان ورزشكاراني كه مبتلا به اعتياد شده اند بسيار سخت تر از ديگر افراد جامعه مي باشد.

١٢-  دوستان مصرف كننده باعث درگير شدن دوستان سالم آنها نمي شود:

فشاري كه از جانب گروه دوستان اتفاق مي افتد را به هيچ عنوان نبايد دست كم گرفت، حضور در هر جمعي كه افراد مبتلا به اعتياد و رفتارهاي غير اجتماعي ديگر ، بارز باشد،مي تواند خواسته يا ناخواسته ، فرد سالم را مجبور به همرنگ شدن با جماعت مي كند كه در افراد مختلف زمان اين اتفاق متفاوت است و گاهي فرد حتي متوجه اين رويداد و پيشروي به سمت ابتلا نمي شود.

١٣-  مواد هميشه از جانب انسانهايي با ظاهر خطرناك تعارف مي شود:

برعكس آن چيزي كه اكثر مردم از فيلم ها و توضيحات اكثر اطرافيان متوجه شده اند، انتظار دارند معمولأ مصرف مواد از جانب افرادي با ظاهر ترسناك و قابل پيش بيني،پيشنهاد نمي شود، بلكه در بيشتر مواقع از جانب دوستان و نزديكاني كه معمولأ مورد علاقه هستند پيشنهاد مي شود و اكثرأ در اين شرايط است كه احتمال رد مصرف مواد در افراد بسيار كاهش مي يابد

١٤- معتادان هميشه كار و جايگاه اجتماعي مناسبي ندارند:

 بر اساس يافته ها و تحقيقات به عمل آمده،تقريبأ ٦٠ تا ٧٠ درصد بيماران مبتلا به اعتياد شاغل هستند و تنها حدود ١٥ درصد از آنها بيكار هستند و مابقي كساني هستند كه كار خودرا به علت اعتياد از دست داده اند.پس عكس تصور معمول و اشتباه در مورد اينكه بي كاري عامل اصلي اعتياد است، درست است و همواره بايد در مورد علل اعتياد و وابستگي به مواد به ريشه هاي شخصي و بيماريها و ...بصورت فردي رسيدگي كرد و آنها را مورد توجه و درمان قرار داد.

١٥-  افراد معتاد معمولأ فقير هستند:

تحقيقات نشان داده است كه اعتياد در سه قشر فقير، متوسط و پولدار مساوي است. بر اساس همين تحقيقات كارتن خواب هاي كشور حدودأ ٤٠ درصد كل افراد مبتلا به اعتياد را تشكيل مي دهند و مابقي اين افراد در منازل و يا مراكز خصوصي زندگي يا نگه داري ميشوند و اين مورد نشان مي دهد كه تعداد افراد مبتلا به اعتياد با وضع اقتصادي مناسب و عالي، بسيار زياد است و چون اين افراد به دليل جايگاه اجتماعي بالا و برخورداري از شرايط مالي مناسب ديرتر براي درمان اقدام مي كنند، معمولأ اعتياد مخرب تري را تجربه مي كنند.

١٦- قليان و سيگار ربطي به اعتياد ندارند:

بر اساس تحقيقات انجام شده مشخص است كه حدود ٩٠ درصد افراد مبتلا به اعتياد به مصرف روزانه سيگار اعتياد دارند و يا قبلأ داشتند. در حال حاضر مصرف قليان نيز بسيار رواج يافته است كه علاوه بر تاثيرات مخرب شديد بر جسم،بشدت اعتياد آور است.

١٧-  براي يافتن آرامش و در موارد خاص ميتوان مواد مصرف كرد :

برخي از افراد بر اين باورند كه در مواجهه با مشكلات و موانع در زندگي از مصرف مواد مي توانند به عنوان يك آرامبخش يا كنترل كننده استفاده كنند.در صورتي كه اين امر به تنهايي نشان دهنده ي ضعف و ناتواني در بيمار مي باشد و اينكه هر چه ، قدرت فرد در كنترل خود و شرايط كمتر باشد، احتمال ابتلا به اعتياد افزايش مي يابد و در اين مواقع شكايت از دردها و مشكلات بيشتر به بهانه و توجيح شباهت دارد.

١٨-  مواد اختلالات جنسي را درمان مي كند:

مواد با افزايش اوليه ي توجه و تمركز از اشتغال ذهني در هنگام رابطه جنسي جلوگيري مي كند و همين تمركز بر روي رابطه، كيفيت آنرا بالاتر مي برد ولي بيمار پس از مدتي با عوارض جبران ناپذير اين تجربه، روبرو ميشود. در تحريك جنسي و عملكرد آن ، دچار مشكلات جدي و گاهي بازگشت ناپذير مي شود.

١٩- مواد توان و انرژي را افزايش ميدهند:

مواد محرك انرژي خود بيمار را كه قرار است طي روزهاي آينده مصرف كند پيش خور مي كند. به همين دليل بيمار در ماههاي اوليه انرژي بسيار بالايي را تجربه مي كند، ولي بعد از مدتي افت انرژي و به واسطه آن افت عملكرد اتفاق مي افتد و بيماران معمولأ در اين شرايط اظهار مي دارند كه هيچ انرژي اي ندارند و مدام احساس خستگي مي كنند.

٢٠- مواد محرك مانند شيشه ،چربي سوز هستند:

 در هيچ تحقيق و آزمايشي قرص يا كپسول چربي سوزي تاييد نشده است، كساني كه در حوزه ي تغذيه فعاليت مي كنند با واژه ي چربي سوز مشكل دارند. فردي كه شيشه و يا مواد محرك مصرف مي كند، بدليل اثرات اسيدي اين مواد در سيستم گوارش، دچار كاهش اشتها مي شود و همين مساله باعث كاهش وزن بيماران مي شود. همچنين متابوليسم بدن در اين افراد بالا مي رود و دماي بدن افزايش مي يابد، و اين نوع لاغري در اين افراد تنها مختص به بافت چربي و از بين رفتن آنها نمي شود، معمولأ كليه ي بافت هاي بدن اين افراد تحليل ميرود.

٢١- ديگران مسبب مبتلا شدن فرد معتاد هستند نه خود او:

از جمله خصوصيات افراد مبتلا به اعتياد،برون فكني است. به اين معني كه گناهان خود را به رفتار و خواست ديگران نسبت دادن و ديگران را مسبب آنچه كه به سرشان آمده است ميدانند.

تا زماني كه بيمار به دنبال دلاليل بيروني اعتياد خود مي باشد،احتمال درمان بسيار كاهش مي يابد.زيرا عوامل بيروني بصورت دائم در حال تغيير هستند و به كنترل درآوردن آنها نيز بسيارسخت است.  

٢٢- در صورت عدم مصرف از هيچ چيزي لذت نمي برند:

تجربه زندگي و شرايط لذت بخش و سالم يك هنر است و كساني كه مبتلا به اعتياد هستند اغلب اين توانايي را باور ندارند و براي كنترل و تغيير شرايط خود تلاش نمي كنند

٢٣- همه مصرف كننده هستند:

اكثر كساني كه درگير بيماري اعتياد هستند براي كاهش حس گناه خود، بدنبال شريك مي گردند و سعي در محكوم كردن ديگران دارند، وي از اين سياه نمايي ها استفاده مي كند تا از گناه و جرم خود بكاهد.

٢٤-  مصرف مواد باعث بالا رفتن اعتماد به نفس مي شود :

احساس حقارت و خودكم بيني ها سبب مي شود تا بيمار جهت مقابله با آنچه كه هست و مورد پسند نيست مواد مصرف كند تا به اين تفكر دست يابد كه قدرت زيادي دارد ، با توجه به اين امر كه مواد اعتماد به نفس كاذب ايجاد مي كند و باعث ميشود ميل به مصرف بالا رود و در نتيجه بيمار بيشتر از پيش در بيماري فرو رود و درمان در اين شرايط سخت تر مي شود.

٢٥- داروها اعتياد آور نيستند :

ديفنوكسيلات (داروي اسهال) ، استامينوفن كدئين دار، ترامادول،ريتالين و ...از جمله داروهايي هستند كه احتمال وابستگي به آنها بسيار بالاست، اكثر افراد بدليل اينكه اين داروها براي بيماري هاي جسمي تجويز مي شود و ساختاري شيميايي و كاربرد پزشكي دارند، فكر مي كنند مصرف آنها بي خطر است و فرد مصرف كننده را وابسته نمي كنند. در صورتي كه ترك اين داروها به مراتب دشوارتر و خطرناك تر از ترك مواد است.

٢٦- فقط يك بار امتحان مي كنم :

اين باور غلط اولين جمله اي است كه اكثر بيماران مبتلا به اعتياد در ابتداي مصرف خود بيان كرده اند. اگر فردي مبتلا به بيماري ايدز باشد، آيا كسي وجود دارد كه رابطه ي ناايمني را با اين فرد تجربه كند؟ مسلمأ پاسخ اين سوال منفي است. افراد مصرف مواد را به اندازه ي بيماري ايدز خطرناك نمي دانند ، به همين دليل ممكن است اين اتفاق را براي يك بار تجربه كنند و عواقب بعدي آنرا به جان بخرند.

٢٧-  براي بهتر درس خواندن و كار كردن مواد مصرف مي كنم  :

اكثر بيماران براي يادگيري بهتر و يا اتمام پروژه هاي كاري و افزايش توانايي و تمركز از مواد استفاده مي كنند، اين اتفاق به اين دليل رخ ميدهد كه فرد با مصرف مواد همه ي توجه و توان روزهاي آينده خود را پيش خور مي كند چون بدن و مغز نيز احتياج به استراحت دارد ، در نتيجه پس از مدتي مغز به حالتي از استراحت اجباري وارد مي شود و درنتيجه تمركز و توانايي جسماني در فرد ،كاهش چشمگيري پيدا مي كند و همين امر باعث مصرف دوباره و دوباره مي شود، بيمار وارد سيكل معيوبي مي شود كه او را تبديل به يك بيمار مبتلا به اعتياد مي كند.

تگها : سم زدایی , اعتیاد , مواد اعتیادآور