خدمات مرکز ترک اعتياد


مقالات و سوابق بیماران

  • درمان اختلال وسواسی جبری با نوروفیدبک

    آیا شما از اینکه اشیا مرتب نیستند دچار پریشانی می شوید؟ آیا بعد از اینکه هر بار کسی به دستگیره های در اتاقتان دست می زند، آنها را تمیز می کنید؟ آیا برای اینکه پایتان روی خطوط پیاده رو نرود قدم هایتان را کوتاه و بلند می کنید یا اینکه پس از دست دادن یا لمس اجسام باید دست هایتان را چندین بار بشویید؟ احساس اجبار به انجام اینگونه کارها...

    ادامه مطلب...
  • علائم رفتاری و بالینی مصرف مواد محرک

    یک گروه، علائم و نشانه هایی هستند که به دنبال مصرف اخیر مواد محرک پدید می آیند. این گروه علائم را به طور کل علائم مسمومیت می گویند و مرحله ای است که ماده محرک به تازگی مصرف شده و علائم بالینی آن در فرد مصرف کننده بروز کرده است. توجه داشته باشید که در روان پزشکی علائم مسمومیت به حضور فعال مواد مخدر در بدن اطلاق می شود و با معنی بیش...

    ادامه مطلب...
  • درمان اعتیاد

    آیا اعتیاد یک بیماری است؟ نیاز به درمان دارد؟ بله مسلماً، اعتیاد یک نوع بیماری مغز است هر چند علاوه بر عوامل محیطی (مانند دسترسی بیشتر به مواد، مقبولیت اجتماعی و فشار همسالان و...) عوامل ساختاری و عملکردی متفاوت مغز افراد مستعد می تواند منجر به شروع مصرف مواد گردد، مصرف مکرر یک ماده شیمیای اعتیاد آور (ماده ی سمی برای مغز) موجب...

    ادامه مطلب...

آیا همه انسان ها باید ازدواج کنند

آیا همه انسان ها باید ازدواج کنند

ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلم مان را می گیریم، یا کار پیدا می کنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم.

اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل از اینکه "بله" را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال 2001، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال 1970، 72 درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به 50 درصد رسیده است. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است.

مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیق تر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟


بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاوم تر می کند. از 82 درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به 10 سال می رسانند.

با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند.


اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است.


زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد.


بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید. معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند.

اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد.


آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند.

پاسخ به این سوال خیلی ساده است. اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید.

هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض می کند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد.


داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد.

برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟

خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید. 

 

تگها : مشاوره , مشاور خانواده , ازدواج , مشاوره ازدواج